بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 27
1 - نگاه مردانه به موضوع زنان و دختران و حقوق آنها در فرآیند برنامهریزىها و تصمیمگیرىها مشهود است. در این زمینه کمبود جدى نیروى انسانى زن، در سطوح تصمیمگیرى، عامل گسترش نگرشهاى مردسالارانه مىباشد.
2 - به دلیل نبود آگاهى کافى از اهمیت حضور خردمندانه زنان، نقش آنان در جامعه کمرنگ شده و بهرهورى مطلوب از این توان عظیم، مهمترین عامل رشد شاخص توسعه انسانى را در جامعه با اشکال روبهرو ساخته است.
3 - وجود ابهامات بسیار در تفاوتهاى واقعى میان دختران و پسران، چگونگى تربیت و رشد آنها را از آغاز کودکى، با تبعیض و غفلت روبهرو ساخته و براى جامعه، محرومیت از توان نیمى مردمان به همراه آورده است.
4 - حساسیت و توجه افراطى به مطالب دینى که مؤید هر چه محدودتر ساختن دختران و زنان و ایجاد تردید در توانمندىهاى آنهاست از یک سو و کمرنگ کردن موضوعات مربوط به ارزشگذارى دختران در دین از سوى دیگر، بدون بررسى میزان درستى آنها عملاً براى نفى یا محروم ساختن دختران، در زمینههاى مختلف مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
5 - تمایل به مقاومت در مقابل تغییر جایگاه دختران و احیاى حقوق انسانى آنها به عنوان دگرگونىهاى بنیادى در جامعه، تعدد سطوح و فاصله زیاد تصمیمگیران از مجریان، اهداف و امکان دگرگونى وضع دختران را با خطرات جدىترى روبهرو کرده و خطر به کارگیرى سلیقهها و تنگنظرىها در مورد رشد و تربیت دختران افزایش یافته است.
6 - ضعف باور و نگرش ضعیف دختران و زنان در باره جنسیت خود و توانمندىهایى که دارند، باعث کاهش بازدهى عملکرد آنها و تقویت نگرش عمومى مبنى بر ناتوانى زنان است.
7 - وجود قوانین نانوشته در مباحث مربوط به چگونگى تربیت و رشد دختران، نبود تعریف یکسان و فراگیر از تربیت، نیز نداشتن ابزارهاى نظارتى در روند برنامههاى پرورشى، جامعه را با تردید جدى در باره توان بانوان روبهرو ساخته است.
8 - عدم مدیریت راهبردى و نظام هماهنگ بین دستگاههاى متولى امور فرهنگى در کشور، روند رشد جوانان و به ویژه تربیت دختران جوان را کُند کرده است.
9 - عدم دسترسى برابر زنان و دختران جوان به فرصتهاى اشتغال و آموزشى، همچنین امکانات تفریحى و ورزشى و فرهنگى، نیز وجود تبعیض در زمینه بهداشت و تغذیه، امید به زندگى در دختران جوان را کاهش مىدهد.
1 - فعال شدن تمامى دستگاهها اعم از دولتى و غیر دولتى، فرهنگى و غیر فرهنگى جهت رشد توانمندىهاى دختران از طریق به کارگیرى و بهرهمندى از استعدادهاى بالقوه آنان.
2 - بهروز کردن اطلاعات دینى جوانان و همگام شدن با فناورى ارتباطات ماهوارهاى و اینترنتى، به منظور رشد تربیتى دختران طبق استانداردهاى جهانى و موازین شرعى.
3 - تغییر در نگرشها و باورها در راستاى پذیرش هویت انسانى زنان و ضرورت توجه به توانمندىهاى آنان و به اینکه سطحىنگرى یا تظاهر به حساسیت در امر مشارکت زنان، خطرى جدى مىباشد. بنابراین متولیان، باید به اهمیت موضوع آگاه بوده و هویت مستقل، توانمند و داراى حقوق مساوى براى تربیت و رشد پسران را در دختران به رسمیت بشناسند.
4 - تشکیل پژوهشکدههاى مستقل براى طراحى و برنامهریزى در جهت رشد و تربیت دختران جوان با موضوع جنسیت به عنوان یک متغیر در راستاى ارزشهاى دینى و فرهنگ ملى.
5 - کاربردى کردن پژوهشهاى به عمل آمده در خصوص رشد اجتماعى و فرهنگى دختران جوان به عنوان مبناى سیاستگذارى در تعیین بایدها و نبایدها.
6 - دورى از برخورد یکسویه با موضوع تربیت و رشد دختران از طریق آمیختگى تربیت دختران و پسران، درگیرکردن هر دو قشر به این موضوع و توجه کارشناسانه به نگرشهاى جنسیتى در این باره.
7 - ایجاد تناسب میان مدیران ارشد و مسئولان حوزههاى ستادى وزارتخانهها از حیث جنسیت. در این مورد لزوم سهمیهبندى جنسیتى در پستهاى مدیریتى در جایگاههاى تربیتى دختران به ویژه در آموزش و پرورش که بیشترین جمعیت دختران را دارد، پیشنهاد مىشود.
8 - ایجاد تناسب در اماکن فرهنگى، هنرى، ورزشى و تفریحى دختران جوان با تعداد آنها و به نسبت وجود این مراکز براى پسران.
9 - توجه به جنبه نظارتى و ارزیابى در پرداختن به مسائل تربیتى دختران بدون به کارگیرى سلیقه و گرایش شخصى و هماهنگ کردن روشهاى رویارویى با مشکلات اخلاقى در جامعه.
10 - تشکیل شبکههاى ارتباطى بین مراکز فعال در مورد مسائل دختران و استفاده از یافتهها و همکارىهاى آنها.
11 - بهرهمندى از نظریات دختران جوان در تصمیمات مربوط به موضوعات تربیتى و رشد فرهنگى مربوط به خود.
12 - توجه به اینکه موضوع زنان و دختران، ملى است و عدم همسویى نهادهاى فرهنگى در پرداختن به موضوع جنسیت و عدالت اجتماعى، زیانآور بوده، تشکیل شوراى هماهنگى فعالیتهاى تربیتى دختران جوان ضرورى مىباشد تا بین دستگاههاى مربوط همنوایى و پیوند ایجاد کند.
13 - طراحى برنامه هاى قابل انعطاف، ارائه الگوهاى قابل دسترس و معاصرسازى زندگى ائمه به ویژه ترویج فرهنگ فاطمى.
14 - آموزش از طریق رسانه ها، همایشها و میزگردها به منظور اصلاح نگرش جامعه در راستاى هویت انسانى و ارزشگذارى به توانمندىهاى زنان و توجه به آفت تظاهر یا سطحىنگرى مسئولان به موضوع زنان.
15 - تکیه بر تکالیف و واجبات دینى در طراحى برنامههاى تربیتى بیش از تکیه بر انجام امور مستحب و نهى از اعمال مکروه به عنوان معیارهاى ارزیابى اعتقادى.
16 - حذف هر گونه تبعیض علیه دختران و زنان و تلاش در رفع هر گونه کارى که مانع رشد آنهاست و یا براى سلامتى جسمى، روحى، اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى آنان زیانبار است.
17 - تلاش در جهت دسترسى برابر دختران و زنان جوان به آموزش ابتدایى و تکمیلى و نیز دسترسى برابر آنان به آموزش متوسطه و عالى.
18 - تلاش در جهت فراهم آوردن شرایط فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى به منظور تسهیل در امر ازدواج و گسترش این سنت حسنه.
تربیت و رشد دختران جوان، مسئولیتها، موفقیتها و واقعیتها- قسمت دوم
ارشدی مریم
نگرانى از امنیت دختران در جامعه باعث شده خانوادهها در امر تربیت دختران فرصتهاى کافى براى حضور و ورزیدگى در مهارتهاى اجتماعى و ایجاد استقلال در اداره خود، خارج از خانه و در جمع را فراهم نکنند؛ از طرف دیگر، پیشفرضهاو زمینه ذهنى تاریخى چیره بر جامعه، دختران را متعلق به خانه دانسته و بیرون رفتن آنان را به دلیل آنکه حضور فیزیکىشان در بیرون، باعث آسیب به اخلاق و سلامت اجتماعى مىشود، غیر ضرورى شناختهاند. انقلاب اسلامى، فرصتها و آزادىهایى براى حضور دختران در جمع فراهم کرد، به طورى که نقش آنان در پیروزى انقلاب، رسانههاى ملى و جهانى را به اعتراف واداشت. در این فضا، زنان با حمایت رهبرى خردمندانه معمار بزرگ انقلاب، از حاشیه به متن اجتماع وارد شدند. اما فرهنگ حاکم و نگاه سنتى جامعه، محدودیتهایى براى حضور آنان فراهم کرد و مشکلات زیادى را سبب شد.
جامعه ما حضور کمرنگ زن در خانه را آفت بر هم خوردن تعادل بنیان خانواده مىشمارد، در صورتى که شناخت کافى از جامعه، درک حکمت و فلسفه زندگى جمعى و تمرین فعالیتهاى اجتماعى و پیامدهاى آن، نظم اجتماعى را افزایش مىدهد. سلامت اخلاق میان مردم به ویژه دختران باعث کاهش آسیبهاى اجتماعى مىشود. پژوهشها نشان مىدهد در بُعد اجتماعى، رفتار دختران جوان از الگوى معیّن و ثابتى پیروى نمىکند. در حالى که13 دختران جوان، مادران خود را براى درد دل کردن ترجیح مىدهند، 28 درصد سراغ دوستان مىروند. در معاشرتها نیز دوستان را به اقوام و خویشاوندان ترجیح مىدهند. 49 درصد در وضع موجود با دوستان معاشرت دارند و در وضع مطلوب 65 درصد خواهان آن هستند. رویکرد مسئولان به مشارکت اجتماعى زنان و دختران، نشانگر آن است که آنان تحقق حقوق را الزاماً در حضور، متجلى نمىدانند، گرچه افراط و تفریط در این زمینه آسیبزا مىباشد. اما دختران به دلیل درجه آگاهى بالا و رشد روزافزون حضور اجتماعى، حقوق را عین حضور و حضور را عین حقوق خود تلقى مىکنند. نکته قابل توجه اینجاست که نیاز به مشارکت اجتماعى در دختران جوان را ذائقهها و گرایشهاى شخصى پاسخگو نیست بلکه به دور از تفکر غرب گرایانه و سکولار، سیاستگذارى در راستاى نظام ارزشى براى حضور و احقاق حقوق دختران جوان، هدایت و حمایت مسئولان را مىطلبد.
سالهاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و به ویژه سالهاى اخیر، موفقیت دختران در دانشاندوزى و تحصیلات، یکى از درخشانترین عرصه فعالیت و افزایش خودباورى آنان را نشان مىدهد، به طورى که در سال جارى بیش از 60 درصد از ورودىهاى دانشگاهى را دختران تشکیل مىدهند. طبق آمار موجود، تعداد دختران دانشآموز، 11 میلیون نفر است که پوشش تحصیلى آنها، 97 درصد اعلام شده است. این ارقام بیشتر در مقاطع دبیرستان و پیشدانشگاهى مشاهده مىشود. اطلاعات اعلام شده، مراکز آموزش فنى و حرفهاى دختران در سطح کشور را 166 مرکز مىداند که اخیراً، 380 درصد رشد داشته است.
بدیهى است این رشد که نمادى از ارتقاى فرهنگ جامعه و زمینهساز تقویت نقش زنان در رشد شاخصهاى توسعه انسانى در کشور است، توسط بسیارى از مسئولان و برنامهریزان مثبت ارزیابى مىشود، اما برخى از تصمیمگیران نظام، با استناد به پیامدهاى اجتماعى، خانوادگى و اقتصادىِ فارغالتحصیلان دختر، سیاست محدودسازى و سهمیهبندى جنسیتى در مراکز آموزش عالى را ضرورى مىدانند.
بر اساس نتایج تحقیق، علل رشد تحصیلى دختران، 6/21 درصد براى کسب موقعیت اجتماعى، 2/16 درصد عدم علاقه و انگیزه پسران به تحصیلات عالى به خاطر کسب درآمد و خدمت، 5/13 درصد رشد فرهنگ بخصوص در زنان، 1/8 درصد برخوردارى از پشتوانه مادى، 1/8 درصد کسب موقعیت بهتر براى ازدواج و بقیه علاقه به کسب دانش و خدمت به جامعه، نقش تربیتى زنان، انتظار خانواده و جامعه، اطمینان جامعه به محیط دانشگاهها و حذف محدودیتهاى انتخاب رشته براى دختران اعلام شده است.
همچنین اطلاعات به دست آمده از 6000 داوطلب کنکور توسط سازمان ملى جوانان، نشان مىدهد که، 23 درصد فشار خانواده، 46 درصد دورى از سرشکستگى بین خانواده، 45 درصد ترس از سرگشتگى بین دوستان، 47 درصد چشم و همچشمى و بیش از 70 درصد برترى بیکاران تحصیلکرده بر بیکاران کمسواد را عامل تحصیل دختران در سطوح عالى مىدانند.
بنابراین گسترش میزان حضور دختران در عرصههاى علمى نه به واسطه انگیزههاى اجتماعى و اقتصادى بلکه بیشتر به دلیل احساس نیاز به کسب تخصص، دانش روز و حضور در مجامع علمى، علاقه به کسب دانش، خدمت به جامعه، پرکردن اوقات فراغت، یافتن شانس ازدواج و تشویق اعضاى خانواده صورت مىپذیرد.
واقعیت آن است که امروز دختران ما در بُعد دانشاندوزى، پویایى اجتماعى چشمگیرى دارند. تحقیقات نشان مىدهد سواد دختران جوان دو برابر میانگین سنوات تحصیلى مادرانشان است و از لحاظ کیفیت تحصیلى نیز تفاوت معنادارى بین آنان مشاهده مىشود.
تجربه نشان داده که دختران ما در فرصتهاى مساوى با پسران صلاحیتهاى خود را در تحصیل، مسئولیتهاى اجتماعى و در بسیارى از موارد به ظهور رساندهاند اما زمانى که اندیشه مردسالارانه و سیاستهاى نانوشته، سلیقهها و گرایشها را وارد عرصه تصمیمگیرى مىکند، موانع فرهنگى و فکرى غیر قابل لمس و رؤیت همانند سقفهاى شیشهاى، مانع پیشرفت براى مشارکت همهجانبه بانوان است.
انتظار مىرود دستاندرکاران نظام براى بهرهمندى از این توان عظیم، آماده به خدمت که در زمینههاى مختلف متخصص و آگاه هستند، برنامهریزىهاى کوتاهمدت و بلندمدت طراحى کرده و زمینه دستیابى به توسعه پایدار را بر اساس دانامحورى و شایستهسالارى فراهم سازند.
تمایل دختران به جنبههاى عبادى، زیارت، دعا و حاجتطلبى از اماکن مقدس و ابراز احساسات زیاد است و به جنبههاى معرفتى و تعقلى در فرایض دینى کمتر توجه مىشود. گرچه این مبحث برگرفته از باور عمومى است که دختران را در تربیت احساسى از کودکى به رقت و لطافت تشویق مىکند، در مقابل از پسران سختى و خشونت انتظار مىرود، به طورى که قصهها، افسانهها، اشعار و ضربالمثلها روحیه خشن براى مردان و لطیف براى زنان را ترسیم مىکند. هدایت و تعدیل این رفتارها از اوان کودکى به مربیان و والدین توصیه مىشود.
از طرفى یکى از مشکلات فعلى جامعه این است که (به رغم توجه اسلام به بحثهاى سازنده و عمیق اخلاق) فاصله ما، از آن آموزهها زیاد است. در عین اینکه نماز مسلمان، ترک نمىشود اما برخى زمانش را در کنترل خود ندارند و در این باره، کاهلى کرده یا برگزارى نماز را به آخر وقت مىاندازند. غیبت، دروغ و هتک آبروى دیگران در برخى موارد بىاهمیت تلقى مىشود. براى واجبات فقهى و دینى حرمت قائلند، اما وقتى حقوق دیگران مطرح مىشود، آسانگیر و مسامح مىشوند و به راحتى مىتوانند حقوق دیگران را پایمال کنند.
روشن است غلبه و فربه شدن فقه، اگر به نحیف شدن اخلاق منجر شود، فاجعه به بار مىآورد. وقتى اخلاق کنار برود، فقه هم زیان مىبیند و رشد و تربیت اخلاقى جامعه و دختران جوان را دچار آسیب مىکند.
تحقیقات نشان مىدهد که، 14 درصد از جوانان تهرانى از نظر هویت اعتقادى، 29 درصد از نظر هویت عملکردى و 46 درصد از نظر درجات روحیات سهلانگارى دینى و آمادگى براى گرفتارى در روحیات غیر دینى دچار مشکل جدى هستند. اما 78 درصد آنها روحیه ملى و هویت دینى را از یکدیگر جداناپذیر مىدانند. احساس ایرانى بودن و هویت روح ملى در مقایسه با جنبههاى هویتى دیگر، از نیرومندى بالایى برخوردار است، به طورى که، 88 درصد از آنان در دفاع از سرزمین و کشور شور بسیارى دارند.
اخلاق در جامعه اسلامى مىطلبد متولیان امور فرهنگى توجه داشته باشند که ظاهر دختر جوان، نمایش درون او نیست. قضاوت، از ظاهر افراد براى اعلام هویت آنان، کارى بس خطرناک است.
دلیل دیگر افول و کمرنگى اخلاق بین جوانان، استبدادزدگى است که سایههاى آن قرنها بر سر ملت ما فرود آمده است. اخلاق زیر چتر خفقان رشد نمىکند.
بنابراین راه اصلى روان کردن و فعال نمودن اندیشه دینى و اخلاق اجتماعى بین جوانان، برونرفت جامعه از انجماد و ایستادگى است و لازمه این امر آزادى است. آزادى نه از نوع ولنگارى و بىدینى و نه از جنس تعصب، بلکه آزادى توأم با دادههاى اطلاعاتى، باورهاى مذهبى و غیرت دینى، به طورى که دختر جوان ما با دریافت آگاهىهاى ارزشى بر درک مباحث اخلاقى و اجتماعى دست یابد و در وانفساى دهکده جهانى اطلاعات و ارتباطات، نیک را از بد باز شناسد و با انتخاب راه بهتر، فضایل و خوبىها را در ذهن ملکه بسازد و زمینه رشد و تکامل معنوى خود و جامعه را فراهم کند.
از طرفى نبود مدیریت راهبردى فرهنگى، بهرهگیرى انقلاب اسلامى از فرصتهاى طلایى در حوزههاى دینى را به شدت کاهش داده و ما را در برابر بسیارى از چالشهاى تربیتى منفعل و درمانده ساخته است. مدیریت سنتى با اتخاذ تدابیر غیر علمى چیره بر سازمانهاى فرهنگى، قادر به حل مشکلات تربیتى نیست و غفلت پیوسته نسبت به برخى مسائل تربیتى، پیامدهاى غیر قابل جبرانى در پى دارد.
مبحث جهانى شدن براى فرهنگ دینى و ملى بخصوص براى ما که انتظار حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) را داریم، ایجاب مىکند که مجموعه دستگاههاى متولى امور فرهنگى، زیر نگرش مدیریت واحد و تصمیم هماهنگ، با ارائه تفکر و اندیشه نو بر اساس مقتضیات زمان و فقه پویاى شیعه، با بهرهگیرى صحیح از دانش و فن مدیریت راهبردى، علاوه بر ایجاد امکان مصونیت و پیشگیرى، جایگاه و موقعیت ما را در برابر تهدیدات و محدودیتهاى بالقوه و بالفعل حال و آینده هدایت کند. بیش از 80 درصد جوانان تهرانى هدف اصلى جهانى شدن را، تکقطبى شدن جهان مىدانند، اما 62 درصد موافق جهانى شدن و پیوستن ایران به این روند هستند.
تا زمانى که در ستاد مدیریت سازمان فرهنگى، تفکر خلّاق بروز نکند و در مدیران ارشد (که بودجههاى عمومى کشور را در دست دارند) همواره با نوعى خودرضایتى، انگیزهاى براى دگرگونى و بیان تعریفى واحد از امور فرهنگى وجود نداشته باشد، جوانان همچنان در مسیر بایدها و نبایدها، گیج و بلاتکلیف خواهند ماند.
در سازمانهاى فرهنگى کشور، لازم است عملیات راهبردى به صورت اصلاحات ضربتى در عزم و اراده مسئولان تجلى یافته، با اولویتبندى و ساماندهى بودجه و امکانات کشور، دگرگونىهاى ژرف و سترگ فرهنگى را بین پسران و دختران رقم زنند.
جامعه نیازمند آن است که براى بهبود رفتار و اخلاق مردم، رعایت نظم و قانون، رفع تبعیض، مبارزه با مفاسد اجتماعى و مواد مخدر، عدالت اجتماعى و جنسیتى، گامهاى اساسى برداشته شود.
موضوع نگرانکننده آن است که، 60 درصد جوانان تهرانى معتقدند وضع فعلى کشور قابل اصلاح نیست و همه چیز باید از اساس تغییر کند.
در عین حال که 68 درصد این جوانان قانون اساسى کشور را بهترین قانون دنیا مىدانند، اما نگرش 76 درصد آنها در مورد چگونگى اجراى قانون دیدگاه مثبتى نیست. این برداشت بیانگر آن است که قانون گریزى در سطح بسیار وسیع در جامعه وجود دارد و این زمینه نیرومندى براى روحیه خلافکارى در جوانان است.
اینکه 42 درصد از جوانان بر این باورند که میزان دنیادوستى میان روحانیونى که مىشناسند، با موازین اسلامى همخوانى ندارد و 43 درصد فکر مىکنند روحانیون حرفهاى جدیدى براى گفتن به جوانان ندارند. این باور باعث عدم تعادل تربیتى و رشد مذهبى بین جوانان است و نکته قابل تأمل به شمار مىرود.
خطر گسترش فرهنگ غرب میان جوانان واقعیتى حسّى و عینى است که براى رفع آن، باید در برنامهها و محتوا و چگونگى کارکرد مراکز آموزشى و رسانههاى گروهى و نهادهاى مرتبط بازنگرى صورت گیرد.
موضوع مهاجرت نخبگان، فاجعه بزرگ ملى بوده و ناشى از عقبماندگى سطح علمى، آموزشى، پژوهشى و صنعتى کشور است. این موضوع با بهرهگیرى از اندیشههاى خلّاق و نیروهاى با انگیزه سرآمد قابل جبران است و با گذار به مرحله پیشرفتگى، فرصت هجوم و سلطهگرى علمى و فرهنگى استکبار جهانى را سلب مىکند.
اعتلاى اندیشه فرهنگى و سیاسى مردم، مجهز کردن کشور به سطوح علمى، اجتماعى، اقتصادى و صنعتى نیز گامى مهم در رشد و توسعه کشور خواهد بود.
تحقیقات نشان مىدهد که، 42 درصد جوانان تهرانى معتقدند جوامع غربى به زن بها داده و حرمت و شأن واقعى زنان در آن کشورها رعایت مىشود. 48 درصد آنان آرزو دارند که «کاش در ایران مثل غرب آزادى براى زنان و مردان در همه چیز به یک اندازه بود.» این دیدگاه در هر دو گروه پسر و دختر مشاهده مىشود.
بدیهى است توجه به آزادىهاى اسلام، ارزشگذارى دین و آموزش مباحث مربوط، به صورت عینى و عملى از سوى صاحبنظران آموزش و پرورش و به ویژه علما، قانونگذاران و رسانههاى ارتباطى مىتواند عزت و افتخار ایران اسلامى را با هویت فرهنگى غنى بشناساند و دختر ایرانى را با سربلندى به عنوان الگوى نو در سطح جهان معرفى کند.
به دلیل آنکه دختران مهارپذیرترند، برنامههاى تربیتى آنان جدىتر از پسران اجرا مىشود، به طورى که با به کارگیرى فشار و گاه با تحمیل همراه است. در مورد اِعمال سلیقه در چگونگى پوشش ظاهرى و رفتار دختران، گاه چنان حساسیتهایى اجرا مىشود که مسائل اصلى تحتالشعاع قرار مىگیرد و گاه آنقدر ساده و ابتدایى تلقى مىگردد که اصل حجاب فراموش مىشود!
طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامى، زنان که بدون حجاب شرعى در معابر و انظار عمومى ظاهر شوند، به 10 روز تا 2 ماه حبس یا 50 هزار تا 500 هزار ریال جزاى نقدى محکوم مىشوند. از طرفى اعلام نیروى انتظامى براى برخورد عمومى، عنوان «بدحجابى» است که قانونگذار در هیچ قانونى این واژه را، پیشبینى و جرم معرفى نکرده است. به علاوه در هیچ قانونى میزان «حجاب شرعى» تعریف دقیقى ندارد تا بر اساس آن دستگاه قضایى و انتظامى تکلیف خود را بداند.
عالمان دینى حجاب شرعى را از دیدگاههاى نظرى چندى تعریف مىکنند و رفتار عمومى جامعه هم شناخت واحدى از آن ندارد. واقعیت امر آن است که آنچه ما را در این زمینه موفق نکرده، ارائه روشهاى سلیقهاى، عدم به کارگیرى درست فرضیه امر به معروف و نهى از منکر با رعایت جوانب شرعى، فراهم نکردن زمینههاى رشد و آگاهى جوانان است.
استوارى و تثبیت امنیت اجتماعى از آثار مثبت حجاب ارزیابى مىشود. براى دختران جوان قضاوت یکسویه جامعه، براى ایجاد امنیت چندان خوشایند نیست و اگر در دستورهاى اسلام درنگى داشته باشیم، هر جا سخن از عفت عمومى است، بر اراده جامعه به نگاه نامحرم تأکید دارد.
بنابراین براى حفظ آرامش اخلاقى در اجتماع باید نخست حجاب را به دختران منحصر نکنیم. دوم، براى تبلیغات حفظ امنیت جامعه توسط دختران و پسران تلاش نماییم و سوم، در مباحث اجتماعى، عموم مردم را به خودکنترلى دعوت کنیم و تشویق سازیم.
به هر حال پذیرش حجاب نیازمند توجه به همه ابعاد فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، هنرى، ادبى و ... است و باید همگام و همنوا با شناخت دقیق مسائل جهانى، با زبان جوانى و بدون هر گونه افراط و تفریط به نتیجه رسید.
اهمیت فعالیت در اوقات فراغت در رشد جسمى، روانى و ادراکى جوانان در تمامى جوامع مورد توجه است. فعالیتهاى اوقات فراغت عبارتند از: بازى، ورزش، آگاهى از رویدادهاى فرهنگى، تفریحى، سرگرمى و خدمات اجتماعى. برنامههاى مناسب تفریحى براى جوانان عناصر اصلى هر اقدام جهت مبارزه با بیمارىهاى اجتماعى و رفتارهاى انحرافى است. از آنجا که برنامههاى تفریحى کمک زیادى به رشد نیروى بالقوه جسمى، عقلانى و عاطفى جوانان مىکنند، باید با توجه و دقتى شایسته، طراحى شوند و در اختیار جوانان قرار گیرند، تا آزادانه گزینش کنند.
بررسى موضوع اوقات فراغت در کشور ما نشان مىدهد که دختران در این زمینه با محدودیتهاى زیادى روبهرو هستند و اغلب از ابزارهاى مربوطه محرومند. 61 درصد مجبورند اوقات فراغت خود را صرف تماشاى فیلم و سریالهاى تلویزیونى کنند، در حالى که در وضعیت مطلوب فقط، 13 درصد از دختران تماشاى برنامههاى تلویزیونى، فیلم ویدئویى و سینما را بر سایر برنامهها ترجیح مىدهند در حالى که 47 درصد از آنان رسانههاى خارجى و ماهواره را به برنامههاى صدا و سیما ترجیح مىدهند.
در این زمینه اعتلا دادن به برنامههاى صدا و سیما و بازنگرى در تهیه فیلمها، در رشد دادن و شخصیتسازى و اندیشه جوانان و تغییر نگرش آنها مىتواند تمایل به مشاهده برنامههاى ماهواره را کاهش دهد.
پس از تلویزیون، مطالعه کتاب، آن هم از نوع رمان و داستانهاى ادبى بیشترین زمان پنجره باز زندگى دختران جوان را به خود اختصاص داده است اما باید اعتراف کرد که کمرونقى کتابخوانى میان 45 درصد از جوانان رواج دارد و 39 درصد از آنان به کلى کتاب نمىخوانند، 40 درصد هم از امکانات و عملکرد کتابخانههاى محیط زندگى خود راضى نیستند.
مطبوعات هم طبق اعتقاد 70 درصد جوانان، قبل از هر چیز به منافع و مصالح جناحى خود مىاندیشند.
بنابراین طبق بررسىهاى به عمل آمده بین وضع موجود و وضع مطلوب گذران اوقات فراغتِ دختران، تفاوت معنادارى وجود دارد. دولت باید در برنامهریزىها، طراحى و اجراى برنامهها و سیاستهاى مربوط به جوانان، اهمیت فعالیتهاى اوقات فراغت را همراه با مداخله فعال سازمان جوانان، و به کمک سازمانهاى بینالمللى، کتابخانههاى عمومى، مراکز فرهنگى دیگر، امکانات فرهنگى، تفریحى، هنرى و ورزشى در اختیار جوانان قرار دهد.
دختران جوان براى گسترش فعالیت خود باید به صورت گروهى، نسبت به تأسیس نهادهاى مدنى اقدام کرده و در کیفیتبخشى و توانمندسازى تشکیلات غیر دولتى همت گمارند و مشارکت فعال خود را در قالب شبکههاى محلى، منطقهاى و بینالمللى دنبال کنند.
مقامات محلى باید به مناطق پرتجمع انسانى توجهى ویژه داشته و در طراحىهاى شهرى، فراخور جمعیت، براى اوقات فراغت دختران جوان همت گمارند.
رسانههاى ارتباطى باید به منظور بالا بردن آگاهى و درک جوانان از تمامى جنبههاى همبستگى اجتماعى، از جمله بردبارى و رفتار غیر خشن و افزایش حس مسئولیتپذیرى تلاش کنند.
تهیه منابع مورد نیاز براى مؤسسات آموزشى و طراحى برنامههاى مستمر، پویا و خلّاق مىتواند فعالیتهاى اوقات فراغت را به عنوان ابزارى براى مهارتآموزى بهبود بخشد.
ازدواج به عنوان سنت حسنه در باورهاى دینى و در فرهنگ ملى، عامل ایجاد امنیت و آرامش فردى و اجتماعى است و باید در برنامهریزىهاى اصولى کشور لحاظ شود. در پژوهش سازمان ملى جوانان آمده است 80 درصد جوانان، مجرد و تنها 4/19 درصد متأهل هستند. همچنین از باب هویت همسر گزینى، 50 درصد جوانان هیجده سال به بالا در استان تهران وضعیت رشدیافته، و بقیه غیر رشدیافته دارند.
اگر چه در تحقیقات به عمل آمده توسط مرکز امور مشارکت زنان، ششمین درخواست زنان کشور، ازدواج است، در عین حال پژوهشها نشان مىدهد که 70 درصد دختران جوان تشکیل خانواده را که یکى از اساسترین نهادهاى زندگى اجتماعى است، مشغله ذهنى خود مىدانند.
58 درصد آنان با انگیزه تشکیل واحد مستقل خانوادگى، 25 درصد به لحاظ فشارهاى اجتماعى و اصرار اطرافیان به ازدواج فکر مىکنند. براى 75 درصد از دختران سن مطلوب ازدواج بین 25 - 21 سالگى است. بیش از 70 درصد مایلند شریک زندگى را خود انتخاب کنند و در تعیین ویژگى همسر ایدهآل، 90 درصد از دختران بر سجایاى اخلاقى و ایمان مذهبى همسر آینده تأکید ورزیدهاند. 17 درصد دختران براى ازدواج با محدودیت مالى و 15 درصد با موانع فرهنگى روبهرو هستند. به طور کلى عدم تعادل و ناهمزمانى بین بلوغ جنسى و عاطفى و نیز بلوغ اقتصادى و اجتماعى در وظایف و نقشهاى مردان در زندگى خانوادگى به روشنى دیده مىشود.
تأخیر در سن ازدواج پسران، وضعیت ازدواج در دختران را هم دچار خلل مىکند. این اشکال در نتیجه دگرگونىهاى جامعه ایران در گذر از ساخت سنتى به مدرن حاصل آمده است. از طرفى عدم همخوانى تعداد پسران و دختران آماده براى ازدواج و به عبارتى فزونى دختران در سنین ازدواج نسبت به پسران، ناشى از متغیر اختلاف سنى بین 1 تا 5 سال حداقل در بین 70 درصد ازدواجهاى مرسوم ایرانى، از جمله عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج و کاهش تعداد ازدواجهاست. نیز بزرگتر بودن پسران از دختران، همچنین میزان تحصیلات دختران و به پیروى آن اشتغال به کار و کسب درآمد توسط آنان.
از سوى دیگر به هنگام بررسى موانع ازدواج جوانان، مجموعهاى از مشکلات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى که برآیند عوامل مختلف است، دیده مىشود، از جمله: کمبود امکانات مالى، نیافتن همسر ایدهآل، ادامه تحصیل، نداشتن شغل ثابت، عدم دسترسى به مسکن و امکانات زندگى، دورى از شهر محل سکونت و اختلاف با والدین در مورد معیارهاى همسرگزینى.
همچنین در مقایسه دیدگاههاى دختران و پسران دانشجو در باره همسرگزینى، به انتظار و توقع تشریفات در مراسم ازدواج به دلیل وجود نابرابرىهاى اجتماعى، توزیع ناعادلانه ثروت و درآمد و طبقاتى شدن جامعه اشاره شده است. تلاش در جهت سرعت بخشیدن به تحقق بلوغ اقتصادى اجتماعى در سنین مناسب در قالب برنامههاى آموزشى فنى و حرفهاى، به جوانان خوداتکایى و استقلال اجتماعى مىبخشد. گسترش عدالت اقتصادى و اجتماعى توسط سیاستگذاران یک وظیفه شرعى و قانونى براى رفع موانع به شمار مىرود.
برخى از متولّیان دینى ازدواج موقت را به عنوان راه حل آسیبهاى اجتماعى فراروى دختران و زنان مطرح مىکنند. بدون شک قانون مدنى که بر مبناى فقه شیعه وضع شده، نکاح را اعم از دائم و یا موقت مىداند، ولى قانونگذار تعهدات و الزامات قانونى به همراه ضمانتهاى اجرایى را که براى نکاح دائم وضع و پیشبینى کرده، در ازدواج موقت منظور نمىکند.
بنابراین به دلیل فقدان بسیارى از تعهدات قانونى پس از ازدواج موقت، عدم همنوایى آن با فرهنگ عمومى جامعه و سوء استفاده برخى مردان سودجو، به هیچ وجه نمىتوان آن را به عنوان یک راه حل ترویج و گسترش داد.
آنچه همواره مورد تأکید مىباشد، آسانگیرى در امر ازدواج با فراهم کردن امکان آن و رفع موانع اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى آن است.
[در آموزههاى دینى تربیت و دانش پژوهى یا آموزش و پرورش دو بال همان براى رسیدن به کمال محسوب مىشوند. صبغه دینى و فرهنگى انقلاب اسلامى نیز ایجاب مىکند این امر هدف اصولى در نظام آموزى جمهورى اسلامى ایران باشد. اما باید اذعان کرد که طى 25 سال گذشته این دو بال همسان و همگون رشد و تکامل نیافتهاند. رشد شاخصهاى آموزشى بدون همراهى شاخصهاى ارزشى و معنوى، اثرات زیانبارى در توسعه همه جانبه داشته، موجب عدم تعادل در جامعه مىشود.
در این مقاله ضمن بررسى موضوع تربیت اجتماعى، علمى و دینى دختران، میزان تربیتپذیرى آنان و الگوهاى ارائه شده در امر پوشش و حجاب، اوقات فراغت و ازدواج مورد کنگاش قرار گرفته، با توجه به واقعیات موجود، راهکارهاى اجرایى آن نیز توصیه شده است.]
«تربیت»، هدایت و اداره جریان رشد و تکاملى بشر است، به گونهاى که با به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهاى بالقوه به سوى کمال مطلق یعنى خداوند متعال رهنمون شود و در سایه آن به کمال برسد.
این کار آنگاه میسر است که آدمى خود و جهان را بشناسد. نیز در عصر فنآورى، از اخلاق دینى بهره جوید و در متن برنامهریزىهاى تربیتى، مهارت زندگى را بیاموزد و نسلى رشد یابد که در مسیر دگرگونىها بازیچه نشود؛ در عین ریشه داشتن در گذشته و بر آمدن از حال به آینده، جهتدهنده و معنادهنده آن باشد.
در معناى «رشد» گرچه عمدتاً رشد طولى مد نظر است اما وقتى در کنار تربیت و در عرض آن قرار مىگیرد، بالا بردن ارتقاى سطح خواستهها، بایدها و نبایدها و در پایان نحوه شدن را آن گونه که هست، ترسیم مىکند و آنچنان که باید باشد، تعریف مىنماید.
وقتى از «دختران» سخن به میان مىآید مفهوم دختر در مقابل پسر تعریف مىشود و نقشهاى دو جنس کنار یکدیگر تنظیم و تعیین مىگردد، در حالى که رفتار دختران، برگرفته از زمینه و بسترى است که ساخته و پرداخته فضاى تاریخى - اجتماعى براى آنهاست و تجلى آن در سنتها، قوانین، مناسبات و بخصوص نوع برخورد، رفتار و انتظارات مردان از زنان نمود پیدا مىکند. تربیت و رشد دختران، ضمن اهمیت و ضرورت آن، زمانى به نتیجه مىرسد که همراه آن آموزش و پرورش پسران نیز مورد توجه قرار گیرد و گرنه پیامدهاى بسیار بدى مىآورد.
دگرگونىهاى فکرى و نگرشى اگر تنها در دختران ایجاد شود، رشد ناموزون اجتماعى را سبب شده و ناخودآگاه آنها را در ایفاى نقشها و انتظارات از مردان و جامعه متحول کرده، میان زنان و مردان، خانواده و جامعه، ناهمخوانى و تعارض ایجاد مىکند که پیامدهاى بد آن در فرزندان، نهاد خانواده را نااستوار خواهد کرد.
اگر به تربیت دختران نیز توجه نشود، محروم کردن جامعه از مربیان و تلاش آنها در تربیت نیروهاى کارآمد و توانا، با رفتار و کارکرد ضد اجتماعى نمایان مىگردد.
دختران و پسران ایرانى به طور متوسط در 13 - 11 سالگى به بلوغ مىرسند (میانگین سنى بلوغ دختر و پسر با این توجه که دختران از حدود 9 سالگى به بعد و پسران در حدود 15 سالگى بالغ مىشوند) و به طور میانگین در 28 - 26 سالگى اکثر آنها متأهل و شاغل مىشوند، از اینرو سازمان ملى جوانان این فاصله سنى را که در کشور حدود 15 سال مىباشد «دوره جوانى» مىنامد. جوان و جوانى دورانى است که تمامى قواى زیستى، روحى، روانى، فکرى و عاطفى دچار تغییرات اساسى گردیده و بر هر یک از این دگرگونىها، قانونمندى خاصى چیره است، بنابراین مهندسى دنیاى پرتلاطم جوانى از پیشنیازهاى اصلى برنامه ساماندهى در کشور شمرده مىشود.
دوره جوانى در دختران به دلیل نوع ساختار ذهنى و روانى و تاریخى، از حساسیت ویژهاى برخوردار است که با فعالیت آگاهانه، محققانه و دلسوزانه علما و مسئولان این مرز و بوم (که دل در گرو اسلام، انقلاب و سربلندى ملت ایران دارند) به سر منزل مقصود خواهد رسید. در عین حال در «جمهورى اسلامى ایران» باید رشد دختران جوان با حفظ باورها و اعتقادات دینى و ارزشهاى ملى هماهنگ شود تا الگوى نو از زن مسلمان ایرانى در جهان را ارائه کند.
نگاهى به وضعیت فرهنگى پیش از انقلاب اسلامى نشان مىدهد که بیشتر دختران جوان به دلایل بسیار، از حضور در محافل علمى، فرهنگى و اجتماعى محروم بودند. خانوادهها به خاطر عدم اطمینان به فضا و نظام آموزشى و ارزشهاى حاکم در رژیم، دختران خود را حتى از رفتن به مدرسه باز مىداشتند. مردم، دانشگاه را کانون مروّجان ضد دینى مىدانستند. واکنش زنان به سبب غیرت اجتماعى، آنان را به گوشهگیرى و انزوا هدایت مىکرد.
زنى که به دلیل اختناق شدید حکومتى و جوّ نامناسب فرهنگى حتى در داستانها و ضربالمثلها تحقیر مىشد، خود را موجودى بدبخت، عقبافتاده و ناقص مىپنداشت و در صدد یافتن راه نجات بود. با شنیدن فریاد دروغین زیر عنوان آزادى، فرهنگ بیگانه رواج یافت. وضعیت خفقانآور آن زمان و رها کردن دختران جوان در جهالت و بىخبرى از دستورهاى اسلام و مصالح جامعه، موجبات فراگیر شدن بىعفتى و بىتوجهى به ارزشهاى اسلامى به میزان نادانى و حقارتشان شد.
در آن زمان از سازمانها، رسانهها، همایشها، مجلات و کتب ارزشى خبر چندانى نبود بلکه فیلمها، سریالهاى تلویزنى، جشنها، شبنشینىها و برنامههاى پر زرق و برق ضد دینى، آشکار و نهان با برنامهریزى دقیق از سوى حکومت به فراوانى به کار فرهنگزدایى و ترویج بىبند و بارى، برهنگى و ... مىپرداخت.
تشکیلات گسترده کاخ جوانان براى تشویق دختران و پسران به عضویت در آن با اردوهاى مختلط تابستانى در سواحل دریاى شمال، بر ضد دین و فرهنگ ملى، آداب و سنن و ارزشهاى مذهبى جولان مىداد.
خوشبختانه انقلابى عظیم زیر پرچم اسلام، دست استعمارگران را از کشور بُرید. حرکتى که آغاز شد خاستگاه نگرش غیر سنتى از دین و فرهنگ غالب داشت. اسلام ناب محمدى به فرمایش امام خمینى به رغم سیطره ظلم و جهل، نقاب از رخساره برمىکشد و روشنگرى آغاز مىشود. ابزار کار، دانش است و منطق شیوه کردار، لطف است و مرحمت. روش تبلیغ، آموزش قرآنى «جدال احسن» است. محافل عیش و طرب جوانان، به کانونهاى بحث و تبادل نظر تبدیل مىشود.
جوانان مسلمان، در قالب انجمنهاى اسلامى، اندیشه و بینش و منش دینى را ترویج مىکنند. روشهاى تربیتى بیمناکانه و تهدیدآمیز از بین مىرود و روشهاى محبتآمیز، معقول و منطقى جایگزین مىشود. خوشرویى، نرمخویى، عدم تفحص در امور داخلى و خصوصى جوانان و کمک به حل مشکلات مالى و تحصیلى دانشجویان مورد تذکر علما و روحانیون قرار مىگیرد و تجربه این دهه، الگوى جوانان جهان مىشود.
در این دوره آنچه براى دختران جوان اهمیت دارد، معنویت است؛ شور و عاطفه و احساس دختران با عشق خدایى سرشته مىشود و معیار انتخاب و ازدواج، تجلى واقعیات انسانى و ابزارى براى احیا، تقویت و تکامل این هویت است.
مشارکت اجتماعى، سیاسى و فرهنگى دختران جوان، و آنچه که تا پیش از این از دیدگاه عرف، ننگ محسوب مىشد، به عنوان شعور و شعائر دینى مطرح مىشود. در این زمان نقش امام راحل و رهبران دینى و سیاسى روشنفکر براى هدایت هیجانهاى جوانى و انرژى دختران جوان قابل ستایش است.
اکنون بیش از ربع قرن از پیروزى انقلاب اسلامى و استقرار نظام جمهورى اسلامى مىگذرد. انقلابى که بیش از آنکه سیاسى باشد، فرهنگى است. در این مدت، رسانههاى ارتباط جمعى، مروِّج اسلام و تبلیغکننده ارزشهاى اسلامى بودهاند. نیز چندین نهاد، سازمان و ارگان رسمى و غیر رسمى، متولى تربیت و ترویج آداب و سنن مذهبىاند.
سازمان تبلیغات اسلامى، با تشکیلاتى گسترده دستاندرکار پرورش فرهنگ دینى در سراسر کشور و خارج است. بخش گستردهاى از تبلیغات حوزه علمیه با امکانات درخور، حفظ و بالندگى ارزشهاى دینى و گسترش آموزههاى فرهنگ مذهبى را بر عهده دارد. روحانیون در شهرها و روستاها به ارشاد مردمان مشغولند. نظام آموزشى کشور، کتب درسى، قوانین و مقررات اجتماعى بازسازى شده و توسط فرهیختگان اسلامى و نخبگان دین سامان یافته است. اما با وجود همه اینها از وضع فرهنگى جوانان مىنالیم، از بدحجابى و کمحجابى دختران شِکْوه داریم و هر از چند گاهى با اعتراضات خیابانى و بگیر و ببندهایى که در بسیارى موارد از ملاحظات و رهیافتهاى روانشناختى فاصله دارد در پى اصلاح آنان (که به نظر ما پاىبند به ارزشهاى دینى نیستند) هستیم.
35 درصد از دختران جوان، نظارهگر خواستههاى سیاسى احزاب و گروههاى درگیر در کشورند و خواستار حقوق شهروندى مساوى با پسران هستند. آزادى در تصمیمگیرى در سطوح خانواده و اجتماع را مورد تأکید قرار داده، احترام به حریم خصوصى جوانان خصوصاً دختران را ضرورى و عاملى جهت افزایش حس خودباورى و تقویت حضورشان در جامعه مىدانند. امنیت اجتماعى را نیز به عنوان پیشنیاز حضور در عرصههاى مختلف مطرح مىکنند و از وضع موجود اظهار نارضایتى مىنمایند. چنان که از تبعیضهاى موجود در خانواده و اجتماع بین دختران و پسران به ویژه در زمینههاى اقتصادى، حقوقى و اجتماعى شِکْوه دارند و بر لزوم سیاستگذارى و تغییر نگرش عمومى بر اساس عدالت جنسیتى تأکید مىکنند. نیز از محدودیتهاى ورزش و تفریح دختران و کمبود فضاى مناسب و نابرابرىهاى موجود در بُعد آموزش مىنالند. چنان که رویهها و تصمیمات غلط رایج و تفسیر سلیقهاى از دین، ضعف قانون و عدم روحیه خودباورى را مانع پیشروى خویش مىدانند.
در این مقاله، بدون اینکه فرد یا گروه، سازمان یا نهادى را مقصر بدانیم، با بیان مسئولیتها، موفقیتها و واقعیتهاى فرا روى تربیت و رشد دختران، امیداوریم مطالب ارائه شده در سیاستگذارىهاى اجتماعى و برنامهریزىهاى اقتصادى و خطمشى فرهنگى کشور، مورد نظر مسئولان قرار گیرد.
مدیرکل روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده:
اطلاع رسانی به موقع موجب تنش زدایی از جامعه میشود
مدیر روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده، از آگاه سازی، اعتمادسازی و جلب مشارکت مردمی به عنوان اصلیترین وظایف روابط عمومی یاد کرد و افزود: هرگاه روابط عمومی بر اساس نقشه راه و چشمانداز از پیش تعیین شده دستگاهها حرکت کند، میتواند از موضع مطالبه گری وارد حوزه پاسخگویی شود و بدین ترتیب در پیشبرد اهداف توسعه کلان کشور، نقش موثر داشته باشد
مدیرکل روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده، با تاکید بر اهمیت ارتقای جایگاه روابط عمومی در عصر ارتباطات و اطلاعات، خاطرنشان کرد: حرکت به سمت و سوی استفاده از فناوری های نوین و بهره جویی از روابط عمومی الکترونیک در شرایط کنونی ضروری می نماید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، مریم ارشدی در گفتگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه روابط عمومی مجموعهای از فن و هنر ارتباطات و اطلاعات است، ارائه اطلاعات واقعی به مخاطبان را از مهمترین وظایف روابط عمومیها برشمرد و با اشاره به پیشرفت و توسعه این حوزه در سالهای اخیر، تاکید کرد: این هنر نوپا، در حال رشد و نمو است و به همین دلیل نباید دستخوش تغییرات سلیقه ای شود.
وی با تاکید بر اهمیت و ضرورت توسعه اجتماعی ایران، خاطرنشان کرد: کشور نیازمند همبستگی، اخلاق عمومی، اعتماد اجتماعی و ارتباطات علمی است و اگر روابط عمومیها در این راه گام برندارند، خطر بروز آسیبها و نابسامانیهای اجتماعی وجود خواهد داشت.
ارشدی با بیان اینکه در عصر کنونی، روابط عمومیها، سازمانهای 24 در 7 نامیده میشوند که به معنی 24 ساعت کار در هفته است، تشریح کرد: این اصطلاح، به معنی الزام به حضور فیزیکی در محل کار نیست، بلکه این مفهوم با توجه به ارائه دیجیتالی خدمات روابط عمومی و ضرورت اطلاع رسانی به موقع، اطلاق می شود.
مدیر روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده، از آگاه سازی، اعتمادسازی و جلب مشارکت مردمی به عنوان اصلیترین وظایف روابط عمومی یاد کرد و افزود: هرگاه روابط عمومی بر اساس نقشه راه و چشمانداز از پیش تعیین شده دستگاهها حرکت کند، میتواند از موضع مطالبه گری وارد حوزه پاسخگویی شود و بدین ترتیب در پیشبرد اهداف توسعه کلان کشور، نقش موثر داشته باشد.
وی با بیان این که روابط عمومی، منحصرا اقدام به ایجاد تفاهم روابط نمی کند، گفت: وظیفه روابط عمومی این است که ضمن بررسی چگونگی تفاهم روابط موجود، نسبت به گسترش و سپس تنظیم و بهسازی رابطه اقدام کند.
به گفته ارشدی، در روابط عمومی کارآمد، تفسیر نگاه حاکم بر سازمان بسیار مهم است و اطلاع یابی حتی بر اطلاعرسانی ارجحیت دارد.
وی با اشاره به اینکه روابط عمومی، نگاه حساس و پویای هر سازمان است، تاکید کرد: مهمترین رسالت روابط عمومی، انجام وظیفه بر پایه آیه «بلغ ما انزل الیک من ربک» است.
مدیرکل روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده در ادامه، با تاکید بر اینکه روابط عمومی آینه تمام نمای یک دستگاه و برقرار کننده ارتباطی دو سویه بین افکار عمومی و مسوولان است، این حرفه را شریان حیاتی ارتباطات دانست و تشریح کرد: مدیر روابط عمومی یک نهاد، نباید منتظر بخشنامه و دستور و ابلاغ ریاست باشد، بلکه همواره باید از ابتکار و خلاقیت در روابط عمومی برخوردار باشد و کارگزاران آن نیز از افراد صاحب سبک و ابتکار باشند.
ارشدی ضمن تاکید بر ضرورت بازتعریف وظایف روابط عمومی در عصر حاضر، استفاده از بانکهای اطلاعاتی در واحد روابط عمومی، ایجاد کمیته های تخصصی روابط عمومی در هر شهرستان و پیش بردن روابط عمومی به سوی روابط عمومی الکترونیک را نقاط عطفی در جهت نگاه نو به روابط عمومی ارزیابی کرد.
وی با تاکید بر اهمیت حساس سازی و تنویر افکار عمومی نسبت به تصمیمات و سیاستهای دستگاه های مختلف، به نقش اطلاع رسانی به موقع مسوولان در تنشزادیی از جامعه تاکید کرد.
ارشدی با اشاره به ضعف در اطلاع رسانی دقیق و به هنگام در مورد طرح هدفمند کردن یارانه ها، عنوان کرد: به نظر می رسد اگر روابط عمومیها متولیان اصلی اطلاع رسانی در این راستا می بودند، مردم دچار سردرگمی های پیش آمده نمی شدند و این طرح مهم دولت، بازتاب بهتری در جامعه پیدا می کرد.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد: مسوولان و مدیران ارشد دستگاهها، نسبت به اهمیت و جایگاه روابط عمومی آگاهتر شوند و مقوله اطلاعرسانی را بیش از گذشته جدی بگیرند.
به گزارش روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان دومین همایش پیاده روی مادران و دختران به همت اداره ورزش و تفریحات سالم این سازمان با همکاری اداره ورزش و جوانان و آموزش و پرورش کاشان برگزار می شود.
مدیر عامل سازمان با اعلام این خبر گفت : سازمان رفاهی تفریحی در راستای ترویج فرهنگ ورزش بانوان و سلامتی اقدام به برنامه ریزی برگزاری دومین دوره این همایش نموده است.
مهدی نادعلی با اشاره به برنامه ریزی و تدارک ویژه برای برگزاری این دوره از همایش افزود: اشاعه فرهنگ ورزش که موجب نشاط و شادابی در بین خانواده ها به ویژه مادران که نقش اصلی را در سلامت خانوادها ایفا می کنند موجب رشد سلامت در بین شهروندان می شود و در دراز مدت هزینه های خانواده را کاهش می دهد.
نادعلی افزود: همایش پیاده روی مادر و دختر روز 19 اسفند ماه از خیابان بهشتی به طرف پارک آیت الله مدنی (ره) برگزار می شود همچنین دراین همایش به قید قرعه به تعدادی از شرکت کنندگان هدایای به رسم یادبود اهدا میگردد.
در آستانهی نوروز:
همایش "گردشگر مهمان ماست" در کاشان
به گزارش روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان ، مدیرعامل این سازمان از برگزاری ، دومین همایش "گردشگر میهمان ماست" در خانه تاریخی طباطبایی های این شهرستان خبر داد.
به گفته وی این همایش در نیمه دوم اسفندماه سال جاری به منظور آشنایی شهروندان با رسم مهمان نوازی در استقبال از گردشگران نوروزی این شهرستان برگزار می شود.
در این همایش که با چند موضوع اصلی برای آموزش و هماهنگی در بین برخی از صاحبان مشاغل این شهرستان برگزار خواهد شد، صاحبان صنوف گلابگیران، قنادان، فروشندگان صنایع دستی، هتل داران ، مهمان پذیران و دفاتر آژانس های مسافرتی و توریستی از جمله شرکت کننده های این همایش هستند که در رابطه با موضوع "انصاف در اصناف" آموزش های لازم را می بینند.
مهدی نادعلی با اشاره به اجرای طرح حرف حساب با احادیث موضوعی از ائمه اطهار و امامان معصوم (ع) توسط روابط عمومی سازمان در سال جاری گفت: طرح حرف حساب شامل احادیثی است که در گذشته با عنوان مکاسب برای کسبه در مساجدی که در بازارهای قدیمی واقع شده بودند تدریس می گردیده است.
وی با اشاره به اینکه کسبهی بازار در گذشته، هر صبح قبل از شروع کار با حضور در این کلاس ها با مسائل شرعی و معاملات اسلامی آشنا می شده اند اما در این طرح با روش های نوین به صورت تبلیغات گرافیکی و در ویژه نامه های تبلیغاتی احادیث موضوعی با عنوان رزق حلال طراحی و چاپ و توزیع گردید.
نادعلی در خاتمه تاکید کرد: رانندگان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی این همایش نیز با وظایفی از جمله همسفری با گردشگر و راهنمایی گردشگران و نیروهای امر به معروف و نهی از منکر با هدف خدمت به مسافران و حفظ ارزش های اسلامی- دینی آشنا می شوند.
برادر گرامی و ارجمند جناب آقای تیمسار منصوری
سلام علیکم
بااحترام، انتخاب شایسته جنابعالی را که به لحاظ سوابق مدیریتی و اجرایی دوران بسیار درخشانی داشته اید و به لحاظ تدین از درجات ارزشمندی برخوردار هستید تبریک عرض می نمایم.
همچنین این پیروزی بزرگ را به ملت فهیم، قدرشناس و متدین کاشان و آران و بیدگل که همچون گذشته حماسه ای وصف ناپذیر آفریدند و به پیروی از فرامین ولی امر مسلمین،با نقشآفرینی پرشور خود، مشارکت ملی، مردم سالاری دینی و ولایت مداری اسلامی را به منصه ظهور رساندند و ثابت کردندکه با تکیه بر سرمایه عظیم وحدت و یکپارچگی و چنگ زدن به ریسمان محکم الهی می توان پله های پیشرفت را یکی پس از دیگری طی نمود؛ و الگوی وحدت در موضوعات مختلف شدند، شادباش می گویم.
از همه اقشار متحد شهرستانهای کاشان و آران و بیدگل می خواهم تجربه وحدت خویش را همواره به یاد داشته باشند و به نماینده منتخب خویش کمک نمایند تا برای تقویت نظام، رشد و پیشرفت شهرستان و موفقیت جنابعالی تلاش نمایند.
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
مریم ارشدی
مدیر تشریفات مرکز امور زنان وخانواده نهاد ریاست جمهوری
زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى
ارشدی مریم (قسمت دوم) نگاهى مقایسهاى به نمایندگان شش دوره
یافتههاى تحقیقى در مورد ادوار ششگانه مجلس شوراى اسلامى نشان مىدهد مشارکت سیاسى زنان در شش دوره، از جهات گوناگون با فراز و فرودهایى روبهرو بوده است. توزیع نسبى زنان داوطلب در دورههاى مختلف، سیر صعودى تعداد کاندیداها را نشان مىدهد و این بدان معنى است که زنان ایرانى به دلیل افزایش خودباورى و ارتقاى سطح دانشآموختگى و تخصص، نیز علاقهمندى به مشارکت در زمینههاى مختلف تصمیمگیرى به ویژه در سطوح قانونگذارى، آگاهانه به عرصه سیاست قدم گذارده و سبب افزایش آمار داوطلبان زن براى حضور در مجلس شده است.
صاحبنظران این روند رو به رشد را، نمادى از توسعهیافتگى بخصوص در زمینه شاخصهاى توسعه انسانى در کشورها تلقى مىکنند.
اما فاصله تعداد داوطلبان با منتخبان جاى تأمل دارد. بىشک عدم حمایت احزاب، گروهها و ائتلافهاى انتخاباتى از زنان داوطلب در این امر بىتأثیر نبوده است؛ چنان که اکثر قریب به اتفاق مردان راهیافته به دورههاى مختلف مجلس از همین طریق و به صورت مشخص از یک فهرست وارد مجلس شوراى اسلامى شدند.
متأسفانه طى شش دوره انتخابات هرگز تعداد نامزدهاى زن به طور مثال در فهرستهاى 30 نفره از شش تن تجاوز نکرده و اغلب در حد چهار نفر بوده است.
برخى تحلیلگران معتقدند این تعداد نیز نه براساس اعتقاد احزاب و گروهها بلکه با توجه به افکار عمومى و ضرورت رعایت نظر و خواسته خیل عظیم زنان رأىدهنده و کسب آراى آنها بوده است.
| داوطلبان | برگزیدگان | |||
| دوره | نفر | درصد | نفر | درصد |
| اوّل | 90 | 02/3 | 4 | 66/1 |
| دوم | 32 | 98/1 | 4 | 66/1 |
| سوم | 47 | 99/1 | 4 | 6/1 |
| چهارم | 86 | 3 | 9 | 6/3 |
| پنجم | 351 | 43/6 | 14 | 6/5 |
| ششم | 504 | 3/7 | 13 | 4/4 |
بر اساس اطلاعات و آمار ارائه شده از سوى ستاد انتخابات کشور در شش دوره قانونگذارى مجلس، زنان حضورى فعال در امر انتخابات داشتهاند اما میزان حضور آنان در جایگاه تصمیمگیرى و به عنوان نماینده مجلس ضعیف بوده است.
در دوره ششم مجلس شوراى اسلامى درصد نمایندگان زن نسبت به کل نمایندگان در مقایسه با دوره پنجم کاهش یافت. روند نزولى شمار زنان در مجلس ششم (4/4 درصد) جاى تأمل دارد.
در مورد سن نمایندگان زن، قریب به اتفاق آنها در دورههاى مختلف مجلس شوراى اسلامى، در میانسالى براى نمایندگى مجلس انتخاب شدهاند. در طول ادوار ششگانه مجلس پایینترین سنى که یک نماینده زن به نمایندگى مجلس انتخاب شده، 28 سالگى و بالاترین، 59 سالگى است. بررسى میانگین سن نمایندگان زن طى شش دوره انتخاباتى مجلس، نشان مىدهد که در یک جمعبندى کلى، دامنه تغییر میانگینها از رقم 10 سال تجاوز نمىکند.
| دوره مجلس | تعداد نمایندگان زن | میانگین سنىزنان در هنگام انتخاب شدن |
| دوره اوّل | 4 | 5/38 |
| دوره دوم | 4 | 5/43 |
| دوره سوم | 4 | 7/48 |
| دوره چهارم | 9 | 6/41 |
| دوره پنجم | 14 | 5/40 |
| دوره ششم | 13 | 8/41 |
بررسى وضعیت سطوح تحصیلات نمایندگان زن، حکایت از افزایش قابل توجه میزان تحصیلات آنان در دورههاى آخر نسبت به دورههاى نخست دارد. همچنین سوابق شغلى و تنوع آن به ویژه فعالیتهاى اجرایى - باگذشت سالها از پیروزى انقلاب و دورههاى اوّل که اغلب راهیافتگان زن سوابق آموزشى داشتند - نشان از ورود زنانى دارد که در عرصههاى مختلف کارآزمودهتر و صاحبنظرتر بودهاند.
در طى شش دوره مجلس شوراى اسلامى، کمترین سطح تحصیلات نمایندگان زن در حد ششم ابتدایى و بالاترین میزان تحصیلات دکتراى فوق تخصصى عنوان گردیده است.
روند رو به رشد سطح سواد عمومى و تحصیلات زنان نماینده در شش دوره مجلس نشاندهنده مشارکت سیاسى آگاهانه زنان ایران است. همین امر در طى دهههاى اخیر، بر افزایش علاقهمندى آنها در ورود به عرصه مشارکت سیاسى تأثیر بسیار داشته است. همچنین افزایش میزان باسوادى و رشد دانشآموختگى زنان، حکایت از ارتقاى پایگاه اقتصادى و اجتماعى زنان دارد؛ نیز تغییرى مثبت و به لحاظ آمارى معنىدار، با عامل تعداد فعالان سیاسى را داراست.
عضویت فعال زنان نماینده، در کمیسیونهاى مختلف در طى شش دوره مجلس، تصویب قوانینى گوناگون با رویکرد جنسیتى در مجلس، تأثیر کلام و قلم نمایندگان زن در کاهش نابرابرىهاى جنسیتى در قوانین و دقت عملى نمایندگان زن در ایجاد هماهنگى و تعامل بین نمایندگان مجلس، به ویژه در دو دهه اخیر، جمهورى اسلامى ایران را در دستیابى به رشد شاخصهاى توسعه انسانى موفق گردانده است.
بنابراین زنان آگاه، اندیشمند و پرتلاش کشور چه آنها که متعهدانه از عهده مدیریتهاى کلان برآمدهاند و چه کسانى که به دلایل مختلف در صحنه سیاستگذارى، تصمیمگیرى و برنامهریزى حضور نداشتهاند، باید با افزایش اعتماد به نفس و خودباورى، از موقعیتهاى پیشرو و وضع فراهم آمده، بیش از پیش بهره برده، چالشهاى فراروى رشد و ترقى را بررسى و تحلیل کنند و نسبت به حل آنها اقدام نمایند.
1- مقاله دکتر شیرین احمدنیا با عنوان «بررسى ارتباط ویژگىهاى اقتصادى - اجتماعى زنان با فعالیت سیاسى ایشان»، نشریه ندا، شماره 385 - دىماه 1382.
2- مقاله گ. ملکى با عنوان «زنان در مجلس، از ابتدا تا کنون»، نشریه پیامزن.
3- کتاب «اسامى نمایندگان ششمین دوره مجلس شوراى اسلامى»(سال سوم)، چاپ 1380، مجلس شوراى اسلامى.
4- معرفى نمایندگان مجلس شوراى اسلامى از آغاز انقلاب شکوهمند اسلامى ایران تا پایان دوره پنجم قانونگذارى، چاپ 78، مجلس شوراى اسلامى.
5- گزارش اجتماعى وضعیت زنان بر اساس آخرین آمار و اطلاعات موجود، معاونت طرح و برنامه مرکز امور مشارکت زنان.
6- زندگینامه نمایندگان زن در مجلس سنا و شورا (دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامى)، مرکز امور مشارکت زنان، زمستان 80.
7- ادوار مجلس و حقوق زنان ایرانى، دکتر الهه کولایى، روزنامه شرق، 21 مهر، 1383.
زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى
ارشدی مریم (قسمت دوم)
وضعیت زنان و مجلس، از آغاز تا دوره چهارم
در اولین دوره مجلس شوراى اسلامى که از چهارشنبه هفتم خرداد 1359، آغاز به کار کرد، چهار زن کرسى نمایندگى مردم را به خود اختصاص دادند. در این دوره نسبت زنان به مردان نماینده حدود 5/1% بود و راهیافتگان شامل خانمها مریم زعفرانى بهروز (بهروزى)، گوهرالشریعه دستغیب، عاتقه صدیقى(رجایى) و اعظم علایىطالقانى به ترتیب از تحصیلات سطح در دروس حوزوى، کارشناسى ارشد، ششم ابتدایى و کارشناسى برخوردار بودند.
همچنین سوابق شغلى نمایندگان زن این دوره، تدریس در سطح مدارس، دانشسراها و دانشگاهها بوده، خانم مریم بهروزى به عنوان عضو شوراى مرکزى جامعه زینب(س) و خانم اعظم طالقانى به عنوان دبیرکل جامعه زنان فعالیتهاى سیاسى نیز داشتند.
در دوره دوم مانند دوره اوّل، چهار زن به مجلس راه یافتند که سه نفر آنان در دوره اوّل نیز نماینده بودند. در دوره دوم خانم اعظم طالقانى از فهرست نمایندگان مجلس خارج و خانم مرضیه حدیدچى معروف به دباغ وارد مجلس شوراى اسلامى شد.
تحصیلات وى نیز دروس حوزوى بود، لیکن سوابق سیاسى و اجرایى قابل توجهى چون چند سال مبارزه سیاسى با رژیم و زندان و زندگى خارج از کشور و فرماندهى سپاه پاسداران همدان را داشت. خانم دباغ همچنین به عنوان قائم مقام جمعیت زنان جمهورى اسلامى فعالیت مىکرد.
در دوره سوم مجلس شوراى اسلامى همانند دو دوره پیش، چهار نماینده زن از طرف مردم برگزیده شدند. این نمایندگان همان نمایندگان زن دوره دوم بودند. در این میان خانم مریم بهروزى طى دو دوره موفق به پایان رساندن دوره سطح در دروس حوزوى و دوره متوسطه شده بود.
چنان که از تعداد نمایندگان زن مشخص است در دورههاى دوم و سوم نیز درصد حضور نمایندگان زن نسبت به کل نمایندگان در حد 5/1% باقى ماند.
نکته قابل ذکر اینکه میزان رأى نمایندگان زن طى این سه دوره کاهش یافت، یعنى در حالى که خانمها بهروزى، دستغیب، صدیقى و طالقانى به ترتیب در دوره اوّل 5/75% (میاندورهاى)، 8/58% (مرحله دوم)، 1/87% (میاندورهاى) و 9/51% (مرحله اوّل) آرا را کسب کرده بودند، در دوره سوم خانمها بهروزى، دباغ، دستغیب و رجایى به ترتیب صاحب 5/33% (میاندورهاى اوّل)، 4/47% (مرحله دوم)، 2/42% (مرحله اوّل) و 39% (مرحله اوّل) آرا شدند.
دوره چهارم مجلس پس از پایان جنگ تحمیلى و رحلت حضرت امام خمینى(ره) شروع شد. در این دوره تعداد نمایندگان زن به نه نفر رسید و به 6/3% افزایش یافت. همچنین بر خلاف سه دوره پیش که کاندیداهاى انتخابى و برگزیدگان مجلس فقط از تهران بودند، در این دوره حضور نمایندگان زن از شهرستانهاى مشهد، کرمانشاه و تبریز نیز به چشم مىخورد و سهم نمایندگان زن شهرستان در دوره چهارم مجلس، 45% نمایندگان زن بود. در واقع پس از گذشت 12 سال از عمر مجلس شوراى اسلامى، زنان شهرهاى مختلف با باور به توانایىها و استعدادهاى بالقوه خود، مشارکت سیاسىشان را عینیت بخشیدند. خانمها فخرتاج امیرشقاقى (لیسانس زبان و ادبیات فرانسه) و فاطمه همایون مقدم (لیسانس و خارج فقه) از تبریز به ترتیب با 9/26% و 4/30% کل آراى آن شهر در مرحله دوم، خانم اختر درخشنده (فوق دیپلم) از کرمانشاه با 6/26% کل آرا در مرحله دوم، پروین سلیحى از اصفهان با 6/36% آرا در مرحله دوم و خانم دکتر قدسیه سیدىعلوى (جراح زنان و زایمان) از مشهد با 1/35% آراى مشهد در مرحله اوّل به مجلس شوراى اسلامى راه یافتند.
در این دوره افزون بر افزایش درصد حضور نمایندگان زن در مجلس، سطح تحصیلات ایشان نیز از مراتب بالاترى برخوردار بود.
وضعیت زنان در دوره پنجم مجلس شوراى اسلامى
در جریان انتخابات مجلس پنجم قانونگذارى در سال 75 فعالیت سیاسى زنان براى حضور در مجلس اوج گرفت. تاپیش از آن مشارکت سیاسى توده طى شرکت در تظاهرات و راهپیمایىها معنىدار مىشد و مشارکت در سطح نخبگان که مستلزم اعلام نامزدى و عضویت در مجلس قانونگذارى و نفوذ در نهادهاى سیاسى در سطوح بالاى تصمیمگیرى و پستهاى کلیدى است، در مرکز توجه عموم قرار نداشت. تا پیش از انتخابات مجلس پنجم تعداد نامزدهاى زن در انتخابات از مجموع 90 نفر بالاتر نرفت، ولى در دوره پنجم به یکباره 351 نفر زن در سراسر کشور براى حضور در صحنه انتخابات نامزد شدند که این رشد بسیارى را نشان مىداد. به نظر بسیارى از صاحبنظران، تا پیش از سال 75 حضور زنان در کانون قانونگذارى و سطوح مدیریتى، ناکافى و اندک بود و تجلى مشارکت سیاسى آنان بیشتر در پاى صندوقهاى رأى، حضور در تظاهرات و راهپیمایىها و مجالس مذهبى خلاصه مىشد. با گذشت این سالها مشارکت سیاسى زنان ایرانى را مىشد در دو سطح با تعریف زیر مشاهده کرد:
أ) سطح توده
مشارکت توده زنان ایرانى در فعالیتهاى سیاسى، اجتماعى، حضور در انتخابات ادوارى براى رأى دادن، شرکت در راهپیمایىها و عضویت در گروهها و انجمنها.
مشارکت سیاسى نخبگان در سه زمینه عمده شامل عضویت در مجلس قانونگذارى، شرکت در سطوح بالاى تصمیمگیرى در حوزههاى دولتى و بخش خصوصى در فعالیتهاى قوه قضائیه.
در تحقیقات موجود میزان علاقهمندى و تمایل زنان ایرانى به تعمیق و گسترش مشارکت سیاسى و اجتماعى، درصد قابل توجهى را نشان مىدهد. پیشفرضهاى کلى این پژوهشها آن است که پایگاه اقتصادى و اجتماعى زنان در این دوره ارتقا مىیابد و جایگاه سیاسى آنان براى پیوستن به دو عرصه رسمى فعالیت یعنى مجلس شوراى اسلامى و شوراهاى اسلامى کشور تقویت مىشود؛ که البته این حضور و مشارکت متأثر از افزایش سواد و تحصیلات زنان است.
بنابراین امکانات ایجاد شده براى ادامه تحصیل در اغلب رشتهها، به کارگیرى زنان در پستهاى مدیریتى و مشاوره، ایجاد و توسعه سازمانهاى غیر دولتى زنان و ... هر چند اندک، موجب حضور قوىتر زنان در دوره پنجم شد.
در این دوره 179 زن از سراسر کشور از بین 351 داوطلب، تأیید صلاحیت شده و مانند مردان براى ورود به مجلس، رقابت فشردهاى را آغاز کردند. این تعداد 6% از کل نامزدهاى کشور را تشکیل مىدادند. تهران با 50 کاندیداى زن و شهرهاى شیراز، اهواز و مشهد بیشترین داوطلبان نمایندگى را دارا بودند. از 196 حوزه انتخابیه، زنان در 84 حوزه قدم به میدان رقابت سیاسى گذاردند. این گروه نه تنها در شهرهاى بزرگ بلکه در شهرهاى کوچک و نقاط دورافتاده نیز به صحنه معادلات سیاسى کشور وارد شدند.
در تهران و شهرستانها شمار کمى مورد حمایت تشکلها و گروههاى سیاسى قرار گرفتند. در تهران روحانیت مبارز، کارگزاران سازندگى و جمعیت دفاع از ارزشهاى انقلاب اسلامى، 5/16% (پنج نفر)، ائتلاف گروههاى خط امام 3/8% (دو نفر) و جمعیت زنان 6/26% (هشت زن) را به عنوان کاندیداى خود در این دوره معرفى کردند.
در دوره پنجم مجلس شوراى اسلامى، باور تشکلها براى حضور زنان در مجلس حداقل 3/8% و حداکثر 6/26% و اراده مردم 20% از نمایندگان تهران (شش نفر) و در شهرستانها 3/3% (هشت نفر) و در مجموع 14 نفر از کل نمایندگان بود.
انتخابات این دوره نشان مىدهد که رأى مردم به زنان بر مبناى بررسى پیشینه و عملکرد آنان یعنى شایستگى و صلاحیتشان، نیز تنوع حضور زنان نماینده بوده و انتخاب، جنسى و فقط به خاطر زن بودن آنها صورت نگرفت. به هر حال در دوره پنجم 14 نماینده زن به مجلس راه یافتند که این رقم بالاترین میزان را در طول ادوار ششگانه مجلس به خود اختصاص داده است.
نمایندگان زن در این دوره از لحاظ تخصص، نسبت به دورههاى پیشین، تنوع و برترى بیشترى دارند، به طورى که میانگین تحصیلى آنان در این دوره بیش از لیسانس بود و کیفیت تحصیلى و تخصص زنان در این دوره مهمتر از کمیت آنان قابل طرح است. گرچه شمار زنان نماینده این دوره نسبت به دورههاى دیگر نیز مورد توجه قرار مىگیرد. ایشان به طور عمده از مدارج عالى تحصیلى برخوردار بوده و حدود 70% آنها در سطح دکترا بودند.
میانگین سنى زنان نماینده در این دوره کاهش نشان مىدهد که به نظر برخى کارشناسان، کاهش سن رأىدهندگان به 16 سال، موجب جوانگرایى در انتخاب این قشر شده است.
انتخابات ششمین دوره مجلس شوراى اسلامى در شرایطى بود که داوطلبان زن نمایندگى مجلس، مشارکت سیاسى خود را با شعارهاى تبلیغاتى جدیدى که نشان از لزوم اصلاح و بازنگرى در همه سطوح قانونگذارى، ترویج فرهنگ شایستهسالارى، دانایىمحورى، تقویت نگرش جنسیتى و ارتقاى رشد شاخصهاى توسعه انسانى داشت، مطرح ساختند. در این دوره باور عمومى هم بر محور انسانسالارى و انتخاب بر اساس دانایى تأکید مىورزید. به همین دلیل داوطلبان زن نمایندگى مجلس شوراى اسلامى در دوره ششم با 44% افزایش نسبت به دوره پیش به 504 نفر رسید که از این تعداد 11 نفر در مرحله اوّل و 2 نفر در انتخابات مرحله دوم موفق به حضور در حوزه قانونگذارى شدند.
در مجموع 3/7% داوطلبان ششمین دوره انتخابات مجلس را زنان تشکیل دادند که 5/4% از کرسىهاى نمایندگى این دوره را به خود اختصاص دادند.
از ویژگىهاى بارز این دوره آن است که براى اولین بار نمایندگان زن مجلس، در هیئت رئیسه عضویت مىیابند و در فراکسیونها و کلیه کمیسیونهاى مجلس نقشى فعال ایفا مىکنند، به طورى که مجموعاً در ده کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى، انرژى، اصل 90، اجتماعى، عمران، برنامه و بودجه، کشاورزى، فرهنگى، آموزش و تحقیقات، بهداشت و درمان عضویت داشتند.
زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى
مریم ارشدی (قسمت اول)
[بر اساس قانون اساسى همه مردم حق شرکت در انتخابات را دارند، چه زن و چه مرد. به جز ریاست جمهورى که مورد بحث است، زنان از نظر قانونى در سایر انتخابات مىتوانند همانند مردان با داشتن شرایط قانونى نامزد و انتخاب شوند. در شش دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى، منتهى به سال 1382، زنان هر چند نتوانستهاند کرسىهاى زیادى را در مجلس به دست آورند اما عدم محدودیت قانونى و حضور عملى آنان در هر شش دوره، حضور آنان در مجلس را امرى تثبیت شده مىنمایاند ولى طبعاً در رقابت براى نامزد شدن و رأى آوردن، مسیر آسانى را ندارند. در این مقاله به تفصیل به بررسى آمارى حضور زنان در شش دوره انتخابات تحصیلات، میزان آراء، مقایسهها و زنان منتخب به صورت جداگانه پرداخته شده است، هم در تهران و هم در شهرستانها.]
اشاره: انقلاب اسلامى فضاى جدیدى براى زنان ایران گشود. آرمانهاى انقلاب اسلامى، زنان را به عنوان هویتهاى انسانى برابر با مردان که از «خمیرمایه واحد» بر آمده و در پیشگاه خداوند برترین آنها، «باتقواترین» آنهاست، مطرح ساخته، همگام با اندیشههاى نوگرایانه نخبگان، عرصه جدیدى را تجربه کرد. زن مسلمان بر اساس اسطورههاى دینى صدر اسلام و زندگى حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) از حصارهاى تنگ خارج شده و پذیرش مسئولیت اجتماعى و نقش فعال را که در طول تاریخ به مردان تعلق داشت، نه تنها مجاز بلکه ضرورى یافت.
در الگوى طراحى شده در اندیشههاى متفکران انقلاب اسلامى براى حضور فعال زنان در عرصههاى مختلف اجتماعى، با رعایت ضوابط و شئون اسلامى، نقش معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینى(ره)، علماى روشنفکر و نهادهاى مدنى قابل توجه است.
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز همه مردم اعم از زن و مرد، به طور مساوى حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتى براى رأى دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین مشارکت سیاسى زنان و آنچه پیش از این، از دیدگاه عرف ناصواب به شمار مىآمد به عنوان شعور و شعار دینى مطرح شد. در این زمان امنیت اجتماعى و فعالیت در کنار مردان سبب شد که زنان، رهایىبخشترین صحنههاى مشارکت خود را تجربه کنند.
تأکید حضرت امام(ره) مبنى بر ضرورت مشارکت و حضور زنان در عرصههاى مختلف نیز موجب شد با آغاز فعالیتهاى انتخاباتى براى تشکیل اولین دوره مجلس شوراى اسلامى، زنان در فهرست نامزدهاى انتخاباتى بسیارى از گروهها و تشکلها قرار گیرند و شکل جدیدى از مشارکت سیاسى خود را آغاز کنند. هر چند تا دستیابى به جامعه مطلوب راهى دراز در پیش داریم اما امید است این مقاله که مرورى بر حضور زنان در مجلس شوراى اسلامى است مقولهاى براى ارائه اطلاعات بیشتر به مسئولان باشد تا در برنامهریزىهاى خود براى دستیابى بر حقوق انسانى زنان و رعایت عدالتى که معمار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) بدان معتقد بود، تلاش کنند.
انقلاب اسلامى فضاى جدیدى براى زنان ایران گشود. آرمانهاى انقلاب اسلامى، زنان را به عنوان هویتهاى انسانى برابر با مردان که از «خمیرمایه واحد» بر آمده و در پیشگاه خداوند برترین آنها، «باتقواترین» آنهاست، مطرح ساخته، همگام با اندیشههاى نوگرایانه نخبگان، عرصه جدیدى را تجربه کرد. زن مسلمان بر اساس اسطورههاى دینى صدر اسلام و زندگى حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) از حصارهاى تنگ خارج شده و پذیرش مسئولیت اجتماعى و نقش فعال را که در طول تاریخ به مردان تعلق داشت، نه تنها مجاز بلکه ضرورى یافت.
در الگوى طراحى شده در اندیشههاى متفکران انقلاب اسلامى براى حضور فعال زنان در عرصههاى مختلف اجتماعى، با رعایت ضوابط و شئون اسلامى، نقش معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینى(ره)، علماى روشنفکر و نهادهاى مدنى قابل توجه است.
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز همه مردم اعم از زن و مرد، به طور مساوى حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتى براى رأى دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین مشارکت سیاسى زنان و آنچه پیش از این، از دیدگاه عرف ناصواب به شمار مىآمد به عنوان شعور و شعار دینى مطرح شد. در این زمان امنیت اجتماعى و فعالیت در کنار مردان سبب شد که زنان، رهایىبخشترین صحنههاى مشارکت خود را تجربه کنند.
تأکید حضرت امام(ره) مبنى بر ضرورت مشارکت و حضور زنان در عرصههاى مختلف نیز موجب شد با آغاز فعالیتهاى انتخاباتى براى تشکیل اولین دوره مجلس شوراى اسلامى، زنان در فهرست نامزدهاى انتخاباتى بسیارى از گروهها و تشکلها قرار گیرند و شکل جدیدى از مشارکت سیاسى خود را آغاز کنند. هر چند تا دستیابى به جامعه مطلوب راهى دراز در پیش داریم اما امید است این مقاله که مرورى بر حضور زنان در مجلس شوراى اسلامى است مقولهاى براى ارائه اطلاعات بیشتر به مسئولان باشد تا در برنامهریزىهاى خود براى دستیابى بر حقوق انسانى زنان و رعایت عدالتى که معمار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) بدان معتقد بود، تلاش کنند.
پایان قسمت اول
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
اشتراک