سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
کارشناس مدیریت دولتی
 تعداد کل بازدید : 5400

  بازدید امروز : 7

  بازدید دیروز : 27

کارشناس مدیریت دولتی

 
[ یهودیى او را گفت پیامبر خود را به خاک نسپرده درباره‏اش خلاف ورزیدید . امام فرمود : ] ما در باره آنچه از او رسیده خلاف ورزیدیم نه درباره او ، لیکن شما پایتان را از ترى دریا خشک نگردیده پیامبر خود را گفتید « براى ما خدایى بساز چنانکه ایشان را خدایان است ، و او گفت شما مردمى نادانید » . [نهج البلاغه]
 
   1   2   3   4      >

نویسنده: مریم ارشدی ::: سه شنبه 5/2/91::: ساعت 5:37 عصر

تربیت و رشد دختران جوان، مسئولیت‏ها، موفقیت‏ها و واقعیت‏ها- قسمت سوم


مریم ارشدى‏



واقعیت‏


1 - نگاه مردانه به موضوع زنان و دختران و حقوق آنها در فرآیند برنامه‏ریزى‏ها و تصمیم‏گیرى‏ها مشهود است. در این زمینه کمبود جدى نیروى انسانى زن، در سطوح تصمیم‏گیرى، عامل گسترش نگرش‏هاى مردسالارانه مى‏باشد.
2 - به دلیل نبود آگاهى کافى از اهمیت حضور خردمندانه زنان، نقش آنان در جامعه کمرنگ شده و بهره‏ورى مطلوب از این توان عظیم، مهم‏ترین عامل رشد شاخص توسعه انسانى را در جامعه با اشکال روبه‏رو ساخته است.
3 - وجود ابهامات بسیار در تفاوت‏هاى واقعى میان دختران و پسران، چگونگى تربیت و رشد آنها را از آغاز کودکى، با تبعیض و غفلت روبه‏رو ساخته و براى جامعه، محرومیت از توان نیمى مردمان به همراه آورده است.
4 - حساسیت و توجه افراطى به مطالب دینى که مؤید هر چه محدودتر ساختن دختران و زنان و ایجاد تردید در توانمندى‏هاى آنهاست از یک سو و کمرنگ کردن موضوعات مربوط به ارزش‏گذارى دختران در دین از سوى دیگر، بدون بررسى میزان درستى آنها عملاً براى نفى یا محروم ساختن دختران، در زمینه‏هاى مختلف مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
5 - تمایل به مقاومت در مقابل تغییر جایگاه دختران و احیاى حقوق انسانى آنها به عنوان دگرگونى‏هاى بنیادى در جامعه، تعدد سطوح و فاصله زیاد تصمیم‏گیران از مجریان، اهداف و امکان دگرگونى وضع دختران را با خطرات جدى‏ترى روبه‏رو کرده و خطر به کارگیرى سلیقه‏ها و تنگ‏نظرى‏ها در مورد رشد و تربیت دختران افزایش یافته است.
6 - ضعف باور و نگرش ضعیف دختران و زنان در باره جنسیت خود و توانمندى‏هایى که دارند، باعث کاهش بازدهى عملکرد آنها و تقویت نگرش عمومى مبنى بر ناتوانى زنان است.
7 - وجود قوانین نانوشته در مباحث مربوط به چگونگى تربیت و رشد دختران، نبود تعریف یکسان و فراگیر از تربیت، نیز نداشتن ابزارهاى نظارتى در روند برنامه‏هاى پرورشى، جامعه را با تردید جدى در باره توان بانوان روبه‏رو ساخته است.
8 - عدم مدیریت راهبردى و نظام هماهنگ بین دستگاههاى متولى امور فرهنگى در کشور، روند رشد جوانان و به ویژه تربیت دختران جوان را کُند کرده است.
9 - عدم دسترسى برابر زنان و دختران جوان به فرصت‏هاى اشتغال و آموزشى، همچنین امکانات تفریحى و ورزشى و فرهنگى، نیز وجود تبعیض در زمینه بهداشت و تغذیه، امید به زندگى در دختران جوان را کاهش مى‏دهد.


توصیه‏ هاى اجرایى‏


1 - فعال شدن تمامى دستگاهها اعم از دولتى و غیر دولتى، فرهنگى و غیر فرهنگى جهت رشد توانمندى‏هاى دختران از طریق به کارگیرى و بهره‏مندى از استعدادهاى بالقوه آنان.
2 - به‏روز کردن اطلاعات دینى جوانان و همگام شدن با فناورى ارتباطات ماهواره‏اى و اینترنتى، به منظور رشد تربیتى دختران طبق استانداردهاى جهانى و موازین شرعى.
3 - تغییر در نگرش‏ها و باورها در راستاى پذیرش هویت انسانى زنان و ضرورت توجه به توانمندى‏هاى آنان و به اینکه سطحى‏نگرى یا تظاهر به حساسیت در امر مشارکت زنان، خطرى جدى مى‏باشد. بنابراین متولیان، باید به اهمیت موضوع آگاه بوده و هویت مستقل، توانمند و داراى حقوق مساوى براى تربیت و رشد پسران را در دختران به رسمیت بشناسند.
4 - تشکیل پژوهشکده‏هاى مستقل براى طراحى و برنامه‏ریزى در جهت رشد و تربیت دختران جوان با موضوع جنسیت به عنوان یک متغیر در راستاى ارزش‏هاى دینى و فرهنگ ملى.
5 - کاربردى کردن پژوهش‏هاى به عمل آمده در خصوص رشد اجتماعى و فرهنگى دختران جوان به عنوان مبناى سیاستگذارى در تعیین بایدها و نبایدها.
6 - دورى از برخورد یک‏سویه با موضوع تربیت و رشد دختران از طریق آمیختگى تربیت دختران و پسران، درگیرکردن هر دو قشر به این موضوع و توجه کارشناسانه به نگرش‏هاى جنسیتى در این باره.
7 - ایجاد تناسب میان مدیران ارشد و مسئولان حوزه‏هاى ستادى وزارتخانه‏ها از حیث جنسیت. در این مورد لزوم سهمیه‏بندى جنسیتى در پست‏هاى مدیریتى در جایگاههاى تربیتى دختران به ویژه در آموزش و پرورش که بیشترین جمعیت دختران را دارد، پیشنهاد مى‏شود.
8 - ایجاد تناسب در اماکن فرهنگى، هنرى، ورزشى و تفریحى دختران جوان با تعداد آنها و به نسبت وجود این مراکز براى پسران.
9 - توجه به جنبه نظارتى و ارزیابى در پرداختن به مسائل تربیتى دختران بدون به کارگیرى سلیقه و گرایش شخصى و هماهنگ کردن روش‏هاى رویارویى با مشکلات اخلاقى در جامعه.
10 - تشکیل شبکه‏هاى ارتباطى بین مراکز فعال در مورد مسائل دختران و استفاده از یافته‏ها و همکارى‏هاى آنها.
11 - بهره‏مندى از نظریات دختران جوان در تصمیمات مربوط به موضوعات تربیتى و رشد فرهنگى مربوط به خود.
12 - توجه به اینکه موضوع زنان و دختران، ملى است و عدم همسویى نهادهاى فرهنگى در پرداختن به موضوع جنسیت و عدالت اجتماعى، زیان‏آور بوده، تشکیل شوراى هماهنگى فعالیت‏هاى تربیتى دختران جوان ضرورى مى‏باشد تا بین دستگاههاى مربوط همنوایى و پیوند ایجاد کند.
13 - طراحى برنامه‏ هاى قابل انعطاف، ارائه الگوهاى قابل دسترس و معاصرسازى زندگى ائمه به ویژه ترویج فرهنگ فاطمى.
14 - آموزش از طریق رسانه‏ ها، همایش‏ها و میزگردها به منظور اصلاح نگرش جامعه در راستاى هویت انسانى و ارزش‏گذارى به توانمندى‏هاى زنان و توجه به آفت تظاهر یا سطحى‏نگرى مسئولان به موضوع زنان.
15 - تکیه بر تکالیف و واجبات دینى در طراحى برنامه‏هاى تربیتى بیش از تکیه بر انجام امور مستحب و نهى از اعمال مکروه به عنوان معیارهاى ارزیابى اعتقادى.
16 - حذف هر گونه تبعیض علیه دختران و زنان و تلاش در رفع هر گونه کارى که مانع رشد آنهاست و یا براى سلامتى جسمى، روحى، اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى آنان زیانبار است.
17 - تلاش در جهت دسترسى برابر دختران و زنان جوان به آموزش ابتدایى و تکمیلى و نیز دسترسى برابر آنان به آموزش متوسطه و عالى.
18 - تلاش در جهت فراهم آوردن شرایط فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى به منظور تسهیل در امر ازدواج و گسترش این سنت حسنه.


 
نویسنده: مریم ارشدی ::: یکشنبه 3/2/91::: ساعت 7:44 صبح

تربیت و رشد دختران جوان، مسئولیت‏ها، موفقیت‏ها و واقعیت‏ها- قسمت دوم
ارشدی مریم


* *

تربیت اجتماعى‏


نگرانى از امنیت دختران در جامعه باعث شده خانواده‏ها در امر تربیت دختران فرصت‏هاى کافى براى حضور و ورزیدگى در مهارت‏هاى اجتماعى و ایجاد استقلال در اداره خود، خارج از خانه و در جمع را فراهم نکنند؛ از طرف دیگر، پیش‏فرض‏هاو زمینه ذهنى تاریخى چیره بر جامعه، دختران را متعلق به خانه دانسته و بیرون رفتن آنان را به دلیل آنکه حضور فیزیکى‏شان در بیرون، باعث آسیب به اخلاق و سلامت اجتماعى مى‏شود، غیر ضرورى شناخته‏اند. انقلاب اسلامى، فرصت‏ها و آزادى‏هایى براى حضور دختران در جمع فراهم کرد، به طورى که نقش آنان در پیروزى انقلاب، رسانه‏هاى ملى و جهانى را به اعتراف واداشت. در این فضا، زنان با حمایت رهبرى خردمندانه معمار بزرگ انقلاب، از حاشیه به متن اجتماع وارد شدند. اما فرهنگ حاکم و نگاه سنتى جامعه، محدودیت‏هایى براى حضور آنان فراهم کرد و مشکلات زیادى را سبب شد.
جامعه ما حضور کمرنگ زن در خانه را آفت بر هم خوردن تعادل بنیان خانواده مى‏شمارد، در صورتى که شناخت کافى از جامعه، درک حکمت و فلسفه زندگى جمعى و تمرین فعالیت‏هاى اجتماعى و پیامدهاى آن، نظم اجتماعى را افزایش مى‏دهد. سلامت اخلاق میان مردم به ویژه دختران باعث کاهش آسیب‏هاى اجتماعى مى‏شود. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد در بُعد اجتماعى، رفتار دختران جوان از الگوى معیّن و ثابتى پیروى نمى‏کند. در حالى که‏13 دختران جوان، مادران خود را براى درد دل کردن ترجیح مى‏دهند، 28 درصد سراغ دوستان مى‏روند. در معاشرت‏ها نیز دوستان را به اقوام و خویشاوندان ترجیح مى‏دهند. 49 درصد در وضع موجود با دوستان معاشرت دارند و در وضع مطلوب 65 درصد خواهان آن هستند. رویکرد مسئولان به مشارکت اجتماعى زنان و دختران، نشانگر آن است که آنان تحقق حقوق را الزاماً در حضور، متجلى نمى‏دانند، گرچه افراط و تفریط در این زمینه آسیب‏زا مى‏باشد. اما دختران به دلیل درجه آگاهى بالا و رشد روزافزون حضور اجتماعى، حقوق را عین حضور و حضور را عین حقوق خود تلقى مى‏کنند. نکته قابل توجه اینجاست که نیاز به مشارکت اجتماعى در دختران جوان را ذائقه‏ها و گرایش‏هاى شخصى پاسخگو نیست بلکه به دور از تفکر غرب گرایانه و سکولار، سیاستگذارى در راستاى نظام ارزشى براى حضور و احقاق حقوق دختران جوان، هدایت و حمایت مسئولان را مى‏طلبد.


تربیت علمى‏


سال‏هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و به ویژه سال‏هاى اخیر، موفقیت دختران در دانش‏اندوزى و تحصیلات، یکى از درخشان‏ترین عرصه فعالیت و افزایش خودباورى آنان را نشان مى‏دهد، به طورى که در سال جارى بیش از 60 درصد از ورودى‏هاى دانشگاهى را دختران تشکیل مى‏دهند. طبق آمار موجود، تعداد دختران دانش‏آموز، 11 میلیون نفر است که پوشش تحصیلى آنها، 97 درصد اعلام شده است. این ارقام بیشتر در مقاطع دبیرستان و پیش‏دانشگاهى مشاهده مى‏شود. اطلاعات اعلام شده، مراکز آموزش فنى و حرفه‏اى دختران در سطح کشور را 166 مرکز مى‏داند که اخیراً، 380 درصد رشد داشته است.
بدیهى است این رشد که نمادى از ارتقاى فرهنگ جامعه و زمینه‏ساز تقویت نقش زنان در رشد شاخص‏هاى توسعه انسانى در کشور است، توسط بسیارى از مسئولان و برنامه‏ریزان مثبت ارزیابى مى‏شود، اما برخى از تصمیم‏گیران نظام، با استناد به پیامدهاى اجتماعى، خانوادگى و اقتصادىِ فارغ‏التحصیلان دختر، سیاست محدودسازى و سهمیه‏بندى جنسیتى در مراکز آموزش عالى را ضرورى مى‏دانند.
بر اساس نتایج تحقیق، علل رشد تحصیلى دختران، 6/21 درصد براى کسب موقعیت اجتماعى، 2/16 درصد عدم علاقه و انگیزه پسران به تحصیلات عالى به خاطر کسب درآمد و خدمت، 5/13 درصد رشد فرهنگ بخصوص در زنان، 1/8 درصد برخوردارى از پشتوانه مادى، 1/8 درصد کسب موقعیت بهتر براى ازدواج و بقیه علاقه به کسب دانش و خدمت به جامعه، نقش تربیتى زنان، انتظار خانواده و جامعه، اطمینان جامعه به محیط دانشگاهها و حذف محدودیت‏هاى انتخاب رشته براى دختران اعلام شده است.
همچنین اطلاعات به دست آمده از 6000 داوطلب کنکور توسط سازمان ملى جوانان، نشان مى‏دهد که، 23 درصد فشار خانواده، 46 درصد دورى از سرشکستگى بین خانواده، 45 درصد ترس از سرگشتگى بین دوستان، 47 درصد چشم و هم‏چشمى و بیش از 70 درصد برترى بیکاران تحصیل‏کرده بر بیکاران کم‏سواد را عامل تحصیل دختران در سطوح عالى مى‏دانند.
بنابراین گسترش میزان حضور دختران در عرصه‏هاى علمى نه به واسطه انگیزه‏هاى اجتماعى و اقتصادى بلکه بیشتر به دلیل احساس نیاز به کسب تخصص، دانش روز و حضور در مجامع علمى، علاقه به کسب دانش، خدمت به جامعه، پرکردن اوقات فراغت، یافتن شانس ازدواج و تشویق اعضاى خانواده صورت مى‏پذیرد.
واقعیت آن است که امروز دختران ما در بُعد دانش‏اندوزى، پویایى اجتماعى چشمگیرى دارند. تحقیقات نشان مى‏دهد سواد دختران جوان دو برابر میانگین سنوات تحصیلى مادران‏شان است و از لحاظ کیفیت تحصیلى نیز تفاوت معنادارى بین آنان مشاهده مى‏شود.
تجربه نشان داده که دختران ما در فرصت‏هاى مساوى با پسران صلاحیت‏هاى خود را در تحصیل، مسئولیت‏هاى اجتماعى و در بسیارى از موارد به ظهور رسانده‏اند اما زمانى که اندیشه مردسالارانه و سیاست‏هاى نانوشته، سلیقه‏ها و گرایش‏ها را وارد عرصه تصمیم‏گیرى مى‏کند، موانع فرهنگى و فکرى غیر قابل لمس و رؤیت همانند سقف‏هاى شیشه‏اى، مانع پیشرفت براى مشارکت همه‏جانبه بانوان است.
انتظار مى‏رود دست‏اندرکاران نظام براى بهره‏مندى از این توان عظیم، آماده به خدمت که در زمینه‏هاى مختلف متخصص و آگاه هستند، برنامه‏ریزى‏هاى کوتاه‏مدت و بلندمدت طراحى کرده و زمینه دستیابى به توسعه پایدار را بر اساس دانامحورى و شایسته‏سالارى فراهم سازند.


تربیت دینى‏


تمایل دختران به جنبه‏هاى عبادى، زیارت، دعا و حاجت‏طلبى از اماکن مقدس و ابراز احساسات زیاد است و به جنبه‏هاى معرفتى و تعقلى در فرایض دینى کمتر توجه مى‏شود. گرچه این مبحث برگرفته از باور عمومى است که دختران را در تربیت احساسى از کودکى به رقت و لطافت تشویق مى‏کند، در مقابل از پسران سختى و خشونت انتظار مى‏رود، به طورى که قصه‏ها، افسانه‏ها، اشعار و ضرب‏المثل‏ها روحیه خشن براى مردان و لطیف براى زنان را ترسیم مى‏کند. هدایت و تعدیل این رفتارها از اوان کودکى به مربیان و والدین توصیه مى‏شود.
از طرفى یکى از مشکلات فعلى جامعه این است که (به رغم توجه اسلام به بحث‏هاى سازنده و عمیق اخلاق) فاصله ما، از آن آموزه‏ها زیاد است. در عین اینکه نماز مسلمان، ترک نمى‏شود اما برخى زمانش را در کنترل خود ندارند و در این باره، کاهلى کرده یا برگزارى نماز را به آخر وقت مى‏اندازند. غیبت، دروغ و هتک آبروى دیگران در برخى موارد بى‏اهمیت تلقى مى‏شود. براى واجبات فقهى و دینى حرمت قائلند، اما وقتى حقوق دیگران مطرح مى‏شود، آسانگیر و مسامح مى‏شوند و به راحتى مى‏توانند حقوق دیگران را پایمال کنند.
روشن است غلبه و فربه شدن فقه، اگر به نحیف شدن اخلاق منجر شود، فاجعه به بار مى‏آورد. وقتى اخلاق کنار برود، فقه هم زیان مى‏بیند و رشد و تربیت اخلاقى جامعه و دختران جوان را دچار آسیب مى‏کند.
تحقیقات نشان مى‏دهد که، 14 درصد از جوانان تهرانى از نظر هویت اعتقادى، 29 درصد از نظر هویت عملکردى و 46 درصد از نظر درجات روحیات سهل‏انگارى دینى و آمادگى براى گرفتارى در روحیات غیر دینى دچار مشکل جدى هستند. اما 78 درصد آنها روحیه ملى و هویت دینى را از یکدیگر جداناپذیر مى‏دانند. احساس ایرانى بودن و هویت روح ملى در مقایسه با جنبه‏هاى هویتى دیگر، از نیرومندى بالایى برخوردار است، به طورى که، 88 درصد از آنان در دفاع از سرزمین و کشور شور بسیارى دارند.
اخلاق در جامعه اسلامى مى‏طلبد متولیان امور فرهنگى توجه داشته باشند که ظاهر دختر جوان، نمایش درون او نیست. قضاوت، از ظاهر افراد براى اعلام هویت آنان، کارى بس خطرناک است.
دلیل دیگر افول و کمرنگى اخلاق بین جوانان، استبدادزدگى است که سایه‏هاى آن قرن‏ها بر سر ملت ما فرود آمده است. اخلاق زیر چتر خفقان رشد نمى‏کند.
بنابراین راه اصلى روان کردن و فعال نمودن اندیشه دینى و اخلاق اجتماعى بین جوانان، برون‏رفت جامعه از انجماد و ایستادگى است و لازمه این امر آزادى است. آزادى نه از نوع ولنگارى و بى‏دینى و نه از جنس تعصب، بلکه آزادى توأم با داده‏هاى اطلاعاتى، باورهاى مذهبى و غیرت دینى، به طورى که دختر جوان ما با دریافت آگاهى‏هاى ارزشى بر درک مباحث اخلاقى و اجتماعى دست یابد و در وانفساى دهکده جهانى اطلاعات و ارتباطات، نیک را از بد باز شناسد و با انتخاب راه بهتر، فضایل و خوبى‏ها را در ذهن ملکه بسازد و زمینه رشد و تکامل معنوى خود و جامعه را فراهم کند.
از طرفى نبود مدیریت راهبردى فرهنگى، بهره‏گیرى انقلاب اسلامى از فرصت‏هاى طلایى در حوزه‏هاى دینى را به شدت کاهش داده و ما را در برابر بسیارى از چالش‏هاى تربیتى منفعل و درمانده ساخته است. مدیریت سنتى با اتخاذ تدابیر غیر علمى چیره بر سازمان‏هاى فرهنگى، قادر به حل مشکلات تربیتى نیست و غفلت پیوسته نسبت به برخى مسائل تربیتى، پیامدهاى غیر قابل جبرانى در پى دارد.
مبحث جهانى شدن براى فرهنگ دینى و ملى بخصوص براى ما که انتظار حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) را داریم، ایجاب مى‏کند که مجموعه دستگاههاى متولى امور فرهنگى، زیر نگرش مدیریت واحد و تصمیم هماهنگ، با ارائه تفکر و اندیشه نو بر اساس مقتضیات زمان و فقه پویاى شیعه، با بهره‏گیرى صحیح از دانش و فن مدیریت راهبردى، علاوه بر ایجاد امکان مصونیت و پیشگیرى، جایگاه و موقعیت ما را در برابر تهدیدات و محدودیت‏هاى بالقوه و بالفعل حال و آینده هدایت کند. بیش از 80 درصد جوانان تهرانى هدف اصلى جهانى شدن را، تک‏قطبى شدن جهان مى‏دانند، اما 62 درصد موافق جهانى شدن و پیوستن ایران به این روند هستند.
تا زمانى که در ستاد مدیریت سازمان فرهنگى، تفکر خلّاق بروز نکند و در مدیران ارشد (که بودجه‏هاى عمومى کشور را در دست دارند) همواره با نوعى خودرضایتى، انگیزه‏اى براى دگرگونى و بیان تعریفى واحد از امور فرهنگى وجود نداشته باشد، جوانان همچنان در مسیر بایدها و نبایدها، گیج و بلاتکلیف خواهند ماند.
در سازمان‏هاى فرهنگى کشور، لازم است عملیات راهبردى به صورت اصلاحات ضربتى در عزم و اراده مسئولان تجلى یافته، با اولویت‏بندى و ساماندهى بودجه و امکانات کشور، دگرگونى‏هاى ژرف و سترگ فرهنگى را بین پسران و دختران رقم زنند.
جامعه نیازمند آن است که براى بهبود رفتار و اخلاق مردم، رعایت نظم و قانون، رفع تبعیض، مبارزه با مفاسد اجتماعى و مواد مخدر، عدالت اجتماعى و جنسیتى، گام‏هاى اساسى برداشته شود.
موضوع نگران‏کننده آن است که، 60 درصد جوانان تهرانى معتقدند وضع فعلى کشور قابل اصلاح نیست و همه چیز باید از اساس تغییر کند.
در عین حال که 68 درصد این جوانان قانون اساسى کشور را بهترین قانون دنیا مى‏دانند، اما نگرش 76 درصد آنها در مورد چگونگى اجراى قانون دیدگاه مثبتى نیست. این برداشت بیانگر آن است که قانون گریزى در سطح بسیار وسیع در جامعه وجود دارد و این زمینه نیرومندى براى روحیه خلافکارى در جوانان است.
اینکه 42 درصد از جوانان بر این باورند که میزان دنیادوستى میان روحانیونى که مى‏شناسند، با موازین اسلامى همخوانى ندارد و 43 درصد فکر مى‏کنند روحانیون حرف‏هاى جدیدى براى گفتن به جوانان ندارند. این باور باعث عدم تعادل تربیتى و رشد مذهبى بین جوانان است و نکته قابل تأمل به شمار مى‏رود.


غرب‏زدگى‏


خطر گسترش فرهنگ غرب میان جوانان واقعیتى حسّى و عینى است که براى رفع آن، باید در برنامه‏ها و محتوا و چگونگى کارکرد مراکز آموزشى و رسانه‏هاى گروهى و نهادهاى مرتبط بازنگرى صورت گیرد.
موضوع مهاجرت نخبگان، فاجعه بزرگ ملى بوده و ناشى از عقب‏ماندگى سطح علمى، آموزشى، پژوهشى و صنعتى کشور است. این موضوع با بهره‏گیرى از اندیشه‏هاى خلّاق و نیروهاى با انگیزه سرآمد قابل جبران است و با گذار به مرحله پیشرفتگى، فرصت هجوم و سلطه‏گرى علمى و فرهنگى استکبار جهانى را سلب مى‏کند.
اعتلاى اندیشه فرهنگى و سیاسى مردم، مجهز کردن کشور به سطوح علمى، اجتماعى، اقتصادى و صنعتى نیز گامى مهم در رشد و توسعه کشور خواهد بود.
تحقیقات نشان مى‏دهد که، 42 درصد جوانان تهرانى معتقدند جوامع غربى به زن بها داده و حرمت و شأن واقعى زنان در آن کشورها رعایت مى‏شود. 48 درصد آنان آرزو دارند که «کاش در ایران مثل غرب آزادى براى زنان و مردان در همه چیز به یک اندازه بود.» این دیدگاه در هر دو گروه پسر و دختر مشاهده مى‏شود.
بدیهى است توجه به آزادى‏هاى اسلام، ارزش‏گذارى دین و آموزش مباحث مربوط، به صورت عینى و عملى از سوى صاحب‏نظران آموزش و پرورش و به ویژه علما، قانونگذاران و رسانه‏هاى ارتباطى مى‏تواند عزت و افتخار ایران اسلامى را با هویت فرهنگى غنى بشناساند و دختر ایرانى را با سربلندى به عنوان الگوى نو در سطح جهان معرفى کند.


پوشش و حجاب دختران‏


به دلیل آنکه دختران مهارپذیرترند، برنامه‏هاى تربیتى آنان جدى‏تر از پسران اجرا مى‏شود، به طورى که با به کارگیرى فشار و گاه با تحمیل همراه است. در مورد اِعمال سلیقه در چگونگى پوشش ظاهرى و رفتار دختران، گاه چنان حساسیت‏هایى اجرا مى‏شود که مسائل اصلى تحت‏الشعاع قرار مى‏گیرد و گاه آنقدر ساده و ابتدایى تلقى مى‏گردد که اصل حجاب فراموش مى‏شود!
طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامى، زنان که بدون حجاب شرعى در معابر و انظار عمومى ظاهر شوند، به 10 روز تا 2 ماه حبس یا 50 هزار تا 500 هزار ریال جزاى نقدى محکوم مى‏شوند. از طرفى اعلام نیروى انتظامى براى برخورد عمومى، عنوان «بدحجابى» است که قانونگذار در هیچ قانونى این واژه را، پیش‏بینى و جرم معرفى نکرده است. به علاوه در هیچ قانونى میزان «حجاب شرعى» تعریف دقیقى ندارد تا بر اساس آن دستگاه قضایى و انتظامى تکلیف خود را بداند.
عالمان دینى حجاب شرعى را از دیدگاههاى نظرى چندى تعریف مى‏کنند و رفتار عمومى جامعه هم شناخت واحدى از آن ندارد. واقعیت امر آن است که آنچه ما را در این زمینه موفق نکرده، ارائه روش‏هاى سلیقه‏اى، عدم به کارگیرى درست فرضیه امر به معروف و نهى از منکر با رعایت جوانب شرعى، فراهم نکردن زمینه‏هاى رشد و آگاهى جوانان است.
استوارى و تثبیت امنیت اجتماعى از آثار مثبت حجاب ارزیابى مى‏شود. براى دختران جوان قضاوت یک‏سویه جامعه، براى ایجاد امنیت چندان خوشایند نیست و اگر در دستورهاى اسلام درنگى داشته باشیم، هر جا سخن از عفت عمومى است، بر اراده جامعه به نگاه نامحرم تأکید دارد.
بنابراین براى حفظ آرامش اخلاقى در اجتماع باید نخست حجاب را به دختران منحصر نکنیم. دوم، براى تبلیغات حفظ امنیت جامعه توسط دختران و پسران تلاش نماییم و سوم، در مباحث اجتماعى، عموم مردم را به خودکنترلى دعوت کنیم و تشویق سازیم.
به هر حال پذیرش حجاب نیازمند توجه به همه ابعاد فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، هنرى، ادبى و ... است و باید همگام و همنوا با شناخت دقیق مسائل جهانى، با زبان جوانى و بدون هر گونه افراط و تفریط به نتیجه رسید.


اوقات فراغت‏


اهمیت فعالیت در اوقات فراغت در رشد جسمى، روانى و ادراکى جوانان در تمامى جوامع مورد توجه است. فعالیت‏هاى اوقات فراغت عبارتند از: بازى، ورزش، آگاهى از رویدادهاى فرهنگى، تفریحى، سرگرمى و خدمات اجتماعى. برنامه‏هاى مناسب تفریحى براى جوانان عناصر اصلى هر اقدام جهت مبارزه با بیمارى‏هاى اجتماعى و رفتارهاى انحرافى است. از آنجا که برنامه‏هاى تفریحى کمک زیادى به رشد نیروى بالقوه جسمى، عقلانى و عاطفى جوانان مى‏کنند، باید با توجه و دقتى شایسته، طراحى شوند و در اختیار جوانان قرار گیرند، تا آزادانه گزینش کنند.
بررسى موضوع اوقات فراغت در کشور ما نشان مى‏دهد که دختران در این زمینه با محدودیت‏هاى زیادى روبه‏رو هستند و اغلب از ابزارهاى مربوطه محرومند. 61 درصد مجبورند اوقات فراغت خود را صرف تماشاى فیلم و سریال‏هاى تلویزیونى کنند، در حالى که در وضعیت مطلوب فقط، 13 درصد از دختران تماشاى برنامه‏هاى تلویزیونى، فیلم ویدئویى و سینما را بر سایر برنامه‏ها ترجیح مى‏دهند در حالى که 47 درصد از آنان رسانه‏هاى خارجى و ماهواره را به برنامه‏هاى صدا و سیما ترجیح مى‏دهند.
در این زمینه اعتلا دادن به برنامه‏هاى صدا و سیما و بازنگرى در تهیه فیلم‏ها، در رشد دادن و شخصیت‏سازى و اندیشه جوانان و تغییر نگرش آنها مى‏تواند تمایل به مشاهده برنامه‏هاى ماهواره را کاهش دهد.
پس از تلویزیون، مطالعه کتاب، آن هم از نوع رمان و داستان‏هاى ادبى بیشترین زمان پنجره باز زندگى دختران جوان را به خود اختصاص داده است اما باید اعتراف کرد که کم‏رونقى کتاب‏خوانى میان 45 درصد از جوانان رواج دارد و 39 درصد از آنان به کلى کتاب نمى‏خوانند، 40 درصد هم از امکانات و عملکرد کتابخانه‏هاى محیط زندگى خود راضى نیستند.
مطبوعات هم طبق اعتقاد 70 درصد جوانان، قبل از هر چیز به منافع و مصالح جناحى خود مى‏اندیشند.
بنابراین طبق بررسى‏هاى به عمل آمده بین وضع موجود و وضع مطلوب گذران اوقات فراغتِ دختران، تفاوت معنادارى وجود دارد. دولت باید در برنامه‏ریزى‏ها، طراحى و اجراى برنامه‏ها و سیاست‏هاى مربوط به جوانان، اهمیت فعالیت‏هاى اوقات فراغت را همراه با مداخله فعال سازمان جوانان، و به کمک سازمان‏هاى بین‏المللى، کتابخانه‏هاى عمومى، مراکز فرهنگى دیگر، امکانات فرهنگى، تفریحى، هنرى و ورزشى در اختیار جوانان قرار دهد.
دختران جوان براى گسترش فعالیت خود باید به صورت گروهى، نسبت به تأسیس نهادهاى مدنى اقدام کرده و در کیفیت‏بخشى و توانمندسازى تشکیلات غیر دولتى همت گمارند و مشارکت فعال خود را در قالب شبکه‏هاى محلى، منطقه‏اى و بین‏المللى دنبال کنند.
مقامات محلى باید به مناطق پرتجمع انسانى توجهى ویژه داشته و در طراحى‏هاى شهرى، فراخور جمعیت، براى اوقات فراغت دختران جوان همت گمارند.
رسانه‏هاى ارتباطى باید به منظور بالا بردن آگاهى و درک جوانان از تمامى جنبه‏هاى همبستگى اجتماعى، از جمله بردبارى و رفتار غیر خشن و افزایش حس مسئولیت‏پذیرى تلاش کنند.
تهیه منابع مورد نیاز براى مؤسسات آموزشى و طراحى برنامه‏هاى مستمر، پویا و خلّاق مى‏تواند فعالیت‏هاى اوقات فراغت را به عنوان ابزارى براى مهارت‏آموزى بهبود بخشد.


ازدواج‏


ازدواج به عنوان سنت حسنه در باورهاى دینى و در فرهنگ ملى، عامل ایجاد امنیت و آرامش فردى و اجتماعى است و باید در برنامه‏ریزى‏هاى اصولى کشور لحاظ شود. در پژوهش سازمان ملى جوانان آمده است 80 درصد جوانان، مجرد و تنها 4/19 درصد متأهل هستند. همچنین از باب هویت همسر گزینى، 50 درصد جوانان هیجده سال به بالا در استان تهران وضعیت رشدیافته، و بقیه غیر رشدیافته دارند.
اگر چه در تحقیقات به عمل آمده توسط مرکز امور مشارکت زنان، ششمین درخواست زنان کشور، ازدواج است، در عین حال پژوهش‏ها نشان مى‏دهد که 70 درصد دختران جوان تشکیل خانواده را که یکى از اساس‏ترین نهادهاى زندگى اجتماعى است، مشغله ذهنى خود مى‏دانند.
58 درصد آنان با انگیزه تشکیل واحد مستقل خانوادگى، 25 درصد به لحاظ فشارهاى اجتماعى و اصرار اطرافیان به ازدواج فکر مى‏کنند. براى 75 درصد از دختران سن مطلوب ازدواج بین 25 - 21 سالگى است. بیش از 70 درصد مایلند شریک زندگى را خود انتخاب کنند و در تعیین ویژگى همسر ایده‏آل، 90 درصد از دختران بر سجایاى اخلاقى و ایمان مذهبى همسر آینده تأکید ورزیده‏اند. 17 درصد دختران براى ازدواج با محدودیت مالى و 15 درصد با موانع فرهنگى روبه‏رو هستند. به طور کلى عدم تعادل و ناهمزمانى بین بلوغ جنسى و عاطفى و نیز بلوغ اقتصادى و اجتماعى در وظایف و نقش‏هاى مردان در زندگى خانوادگى به روشنى دیده مى‏شود.
تأخیر در سن ازدواج پسران، وضعیت ازدواج در دختران را هم دچار خلل مى‏کند. این اشکال در نتیجه دگرگونى‏هاى جامعه ایران در گذر از ساخت سنتى به مدرن حاصل آمده است. از طرفى عدم همخوانى تعداد پسران و دختران آماده براى ازدواج و به عبارتى فزونى دختران در سنین ازدواج نسبت به پسران، ناشى از متغیر اختلاف سنى بین 1 تا 5 سال حداقل در بین 70 درصد ازدواج‏هاى مرسوم ایرانى، از جمله عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج و کاهش تعداد ازدواج‏هاست. نیز بزرگ‏تر بودن پسران از دختران، همچنین میزان تحصیلات دختران و به پیروى آن اشتغال به کار و کسب درآمد توسط آنان.
از سوى دیگر به هنگام بررسى موانع ازدواج جوانان، مجموعه‏اى از مشکلات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى که برآیند عوامل مختلف است، دیده مى‏شود، از جمله: کمبود امکانات مالى، نیافتن همسر ایده‏آل، ادامه تحصیل، نداشتن شغل ثابت، عدم دسترسى به مسکن و امکانات زندگى، دورى از شهر محل سکونت و اختلاف با والدین در مورد معیارهاى همسرگزینى.
همچنین در مقایسه دیدگاههاى دختران و پسران دانشجو در باره همسرگزینى، به انتظار و توقع تشریفات در مراسم ازدواج به دلیل وجود نابرابرى‏هاى اجتماعى، توزیع ناعادلانه ثروت و درآمد و طبقاتى شدن جامعه اشاره شده است. تلاش در جهت سرعت بخشیدن به تحقق بلوغ اقتصادى اجتماعى در سنین مناسب در قالب برنامه‏هاى آموزشى فنى و حرفه‏اى، به جوانان خوداتکایى و استقلال اجتماعى مى‏بخشد. گسترش عدالت اقتصادى و اجتماعى توسط سیاستگذاران یک وظیفه شرعى و قانونى براى رفع موانع به شمار مى‏رود.
برخى از متولّیان دینى ازدواج موقت را به عنوان راه حل آسیب‏هاى اجتماعى فراروى دختران و زنان مطرح مى‏کنند. بدون شک قانون مدنى که بر مبناى فقه شیعه وضع شده، نکاح را اعم از دائم و یا موقت مى‏داند، ولى قانونگذار تعهدات و الزامات قانونى به همراه ضمانت‏هاى اجرایى را که براى نکاح دائم وضع و پیش‏بینى کرده، در ازدواج موقت منظور نمى‏کند.
بنابراین به دلیل فقدان بسیارى از تعهدات قانونى پس از ازدواج موقت، عدم همنوایى آن با فرهنگ عمومى جامعه و سوء استفاده برخى مردان سودجو، به هیچ وجه نمى‏توان آن را به عنوان یک راه حل ترویج و گسترش داد.
آنچه همواره مورد تأکید مى‏باشد، آسان‏گیرى در امر ازدواج با فراهم کردن امکان آن و رفع موانع اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى آن است.


 
نویسنده: مریم ارشدی ::: شنبه 2/2/91::: ساعت 2:33 عصر
تربیت و رشد دختران جوان، مسئولیت‏ها، موفقیت‏ها و واقعیت‏ها- قسمت اول 

 


مریم ارشدى‏


[در آموزه‏هاى دینى تربیت و دانش پژوهى یا آموزش و پرورش دو بال همان براى رسیدن به کمال محسوب مى‏شوند. صبغه دینى و فرهنگى انقلاب اسلامى نیز ایجاب مى‏کند این امر هدف اصولى در نظام آموزى جمهورى اسلامى ایران باشد. اما باید اذعان کرد که طى 25 سال گذشته این دو بال همسان و همگون رشد و تکامل نیافته‏اند. رشد شاخص‏هاى آموزشى بدون همراهى شاخص‏هاى ارزشى و معنوى، اثرات زیانبارى در توسعه همه جانبه داشته، موجب عدم تعادل در جامعه مى‏شود.
در این مقاله ضمن بررسى موضوع تربیت اجتماعى، علمى و دینى دختران، میزان تربیت‏پذیرى آنان و الگوهاى ارائه شده در امر پوشش و حجاب، اوقات فراغت و ازدواج مورد کنگاش قرار گرفته، با توجه به واقعیات موجود، راهکارهاى اجرایى آن نیز توصیه شده است.]


مقدمه‏


«تربیت»، هدایت و اداره جریان رشد و تکاملى بشر است، به گونه‏اى که با به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهاى بالقوه به سوى کمال مطلق یعنى خداوند متعال رهنمون شود و در سایه آن به کمال برسد.
این کار آنگاه میسر است که آدمى خود و جهان را بشناسد. نیز در عصر فن‏آورى، از اخلاق دینى بهره جوید و در متن برنامه‏ریزى‏هاى تربیتى، مهارت زندگى را بیاموزد و نسلى رشد یابد که در مسیر دگرگونى‏ها بازیچه نشود؛ در عین ریشه داشتن در گذشته و بر آمدن از حال به آینده، جهت‏دهنده و معنادهنده آن باشد.
در معناى «رشد» گرچه عمدتاً رشد طولى مد نظر است اما وقتى در کنار تربیت و در عرض آن قرار مى‏گیرد، بالا بردن ارتقاى سطح خواسته‏ها، بایدها و نبایدها و در پایان نحوه شدن را آن گونه که هست، ترسیم مى‏کند و آنچنان که باید باشد، تعریف مى‏نماید.
وقتى از «دختران» سخن به میان مى‏آید مفهوم دختر در مقابل پسر تعریف مى‏شود و نقش‏هاى دو جنس کنار یکدیگر تنظیم و تعیین مى‏گردد، در حالى که رفتار دختران، برگرفته از زمینه و بسترى است که ساخته و پرداخته فضاى تاریخى - اجتماعى براى آنهاست و تجلى آن در سنت‏ها، قوانین، مناسبات و بخصوص نوع برخورد، رفتار و انتظارات مردان از زنان نمود پیدا مى‏کند. تربیت و رشد دختران، ضمن اهمیت و ضرورت آن، زمانى به نتیجه مى‏رسد که همراه آن آموزش و پرورش پسران نیز مورد توجه قرار گیرد و گرنه پیامدهاى بسیار بدى مى‏آورد.
دگرگونى‏هاى فکرى و نگرشى اگر تنها در دختران ایجاد شود، رشد ناموزون اجتماعى را سبب شده و ناخودآگاه آنها را در ایفاى نقش‏ها و انتظارات از مردان و جامعه متحول کرده، میان زنان و مردان، خانواده و جامعه، ناهمخوانى و تعارض ایجاد مى‏کند که پیامدهاى بد آن در فرزندان، نهاد خانواده را نااستوار خواهد کرد.
اگر به تربیت دختران نیز توجه نشود، محروم کردن جامعه از مربیان و تلاش آنها در تربیت نیروهاى کارآمد و توانا، با رفتار و کارکرد ضد اجتماعى نمایان مى‏گردد.
دختران و پسران ایرانى به طور متوسط در 13 - 11 سالگى به بلوغ مى‏رسند (میانگین سنى بلوغ دختر و پسر با این توجه که دختران از حدود 9 سالگى به بعد و پسران در حدود 15 سالگى بالغ مى‏شوند) و به طور میانگین در 28 - 26 سالگى اکثر آنها متأهل و شاغل مى‏شوند، از این‏رو سازمان ملى جوانان این فاصله سنى را که در کشور حدود 15 سال مى‏باشد «دوره جوانى» مى‏نامد. جوان و جوانى دورانى است که تمامى قواى زیستى، روحى، روانى، فکرى و عاطفى دچار تغییرات اساسى گردیده و بر هر یک از این دگرگونى‏ها، قانونمندى خاصى چیره است، بنابراین مهندسى دنیاى پرتلاطم جوانى از پیش‏نیازهاى اصلى برنامه ساماندهى در کشور شمرده مى‏شود.
دوره جوانى در دختران به دلیل نوع ساختار ذهنى و روانى و تاریخى، از حساسیت ویژه‏اى برخوردار است که با فعالیت آگاهانه، محققانه و دلسوزانه علما و مسئولان این مرز و بوم (که دل در گرو اسلام، انقلاب و سربلندى ملت ایران دارند) به سر منزل مقصود خواهد رسید. در عین حال در «جمهورى اسلامى ایران» باید رشد دختران جوان با حفظ باورها و اعتقادات دینى و ارزش‏هاى ملى هماهنگ شود تا الگوى نو از زن مسلمان ایرانى در جهان را ارائه کند.


درآمد


نگاهى به وضعیت فرهنگى پیش از انقلاب اسلامى نشان مى‏دهد که بیشتر دختران جوان به دلایل بسیار، از حضور در محافل علمى، فرهنگى و اجتماعى محروم بودند. خانواده‏ها به خاطر عدم اطمینان به فضا و نظام آموزشى و ارزش‏هاى حاکم در رژیم، دختران خود را حتى از رفتن به مدرسه باز مى‏داشتند. مردم، دانشگاه را کانون مروّجان ضد دینى مى‏دانستند. واکنش زنان به سبب غیرت اجتماعى، آنان را به گوشه‏گیرى و انزوا هدایت مى‏کرد.
زنى که به دلیل اختناق شدید حکومتى و جوّ نامناسب فرهنگى حتى در داستان‏ها و ضرب‏المثل‏ها تحقیر مى‏شد، خود را موجودى بدبخت، عقب‏افتاده و ناقص مى‏پنداشت و در صدد یافتن راه نجات بود. با شنیدن فریاد دروغین زیر عنوان آزادى، فرهنگ بیگانه رواج یافت. وضعیت خفقان‏آور آن زمان و رها کردن دختران جوان در جهالت و بى‏خبرى از دستورهاى اسلام و مصالح جامعه، موجبات فراگیر شدن بى‏عفتى و بى‏توجهى به ارزش‏هاى اسلامى به میزان نادانى و حقارت‏شان شد.
در آن زمان از سازمان‏ها، رسانه‏ها، همایش‏ها، مجلات و کتب ارزشى خبر چندانى نبود بلکه فیلم‏ها، سریال‏هاى تلویزنى، جشن‏ها، شب‏نشینى‏ها و برنامه‏هاى پر زرق و برق ضد دینى، آشکار و نهان با برنامه‏ریزى دقیق از سوى حکومت به فراوانى به کار فرهنگ‏زدایى و ترویج بى‏بند و بارى، برهنگى و ... مى‏پرداخت.
تشکیلات گسترده کاخ جوانان براى تشویق دختران و پسران به عضویت در آن با اردوهاى مختلط تابستانى در سواحل دریاى شمال، بر ضد دین و فرهنگ ملى، آداب و سنن و ارزش‏هاى مذهبى جولان مى‏داد.
خوشبختانه انقلابى عظیم زیر پرچم اسلام، دست استعمارگران را از کشور بُرید. حرکتى که آغاز شد خاستگاه نگرش غیر سنتى از دین و فرهنگ غالب داشت. اسلام ناب محمدى به فرمایش امام خمینى به رغم سیطره ظلم و جهل، نقاب از رخساره برمى‏کشد و روشنگرى آغاز مى‏شود. ابزار کار، دانش است و منطق شیوه کردار، لطف است و مرحمت. روش تبلیغ، آموزش قرآنى «جدال احسن» است. محافل عیش و طرب جوانان، به کانون‏هاى بحث و تبادل نظر تبدیل مى‏شود.
جوانان مسلمان، در قالب انجمن‏هاى اسلامى، اندیشه و بینش و منش دینى را ترویج مى‏کنند. روش‏هاى تربیتى بیمناکانه و تهدیدآمیز از بین مى‏رود و روش‏هاى محبت‏آمیز، معقول و منطقى جایگزین مى‏شود. خوشرویى، نرمخویى، عدم تفحص در امور داخلى و خصوصى جوانان و کمک به حل مشکلات مالى و تحصیلى دانشجویان مورد تذکر علما و روحانیون قرار مى‏گیرد و تجربه این دهه، الگوى جوانان جهان مى‏شود.
در این دوره آنچه براى دختران جوان اهمیت دارد، معنویت است؛ شور و عاطفه و احساس دختران با عشق خدایى سرشته مى‏شود و معیار انتخاب و ازدواج، تجلى واقعیات انسانى و ابزارى براى احیا، تقویت و تکامل این هویت است.
مشارکت اجتماعى، سیاسى و فرهنگى دختران جوان، و آنچه که تا پیش از این از دیدگاه عرف، ننگ محسوب مى‏شد، به عنوان شعور و شعائر دینى مطرح مى‏شود. در این زمان نقش امام راحل و رهبران دینى و سیاسى روشنفکر براى هدایت هیجان‏هاى جوانى و انرژى دختران جوان قابل ستایش است.
اکنون بیش از ربع قرن از پیروزى انقلاب اسلامى و استقرار نظام جمهورى اسلامى مى‏گذرد. انقلابى که بیش از آنکه سیاسى باشد، فرهنگى است. در این مدت، رسانه‏هاى ارتباط جمعى، مروِّج اسلام و تبلیغ‏کننده ارزش‏هاى اسلامى بوده‏اند. نیز چندین نهاد، سازمان و ارگان رسمى و غیر رسمى، متولى تربیت و ترویج آداب و سنن مذهبى‏اند.
سازمان تبلیغات اسلامى، با تشکیلاتى گسترده دست‏اندرکار پرورش فرهنگ دینى در سراسر کشور و خارج است. بخش گسترده‏اى از تبلیغات حوزه علمیه با امکانات درخور، حفظ و بالندگى ارزش‏هاى دینى و گسترش آموزه‏هاى فرهنگ مذهبى را بر عهده دارد. روحانیون در شهرها و روستاها به ارشاد مردمان مشغولند. نظام آموزشى کشور، کتب درسى، قوانین و مقررات اجتماعى بازسازى شده و توسط فرهیختگان اسلامى و نخبگان دین سامان یافته است. اما با وجود همه اینها از وضع فرهنگى جوانان مى‏نالیم، از بدحجابى و کم‏حجابى دختران شِکْوه داریم و هر از چند گاهى با اعتراضات خیابانى و بگیر و ببندهایى که در بسیارى موارد از ملاحظات و رهیافت‏هاى روان‏شناختى فاصله دارد در پى اصلاح آنان (که به نظر ما پاى‏بند به ارزش‏هاى دینى نیستند) هستیم.
35 درصد از دختران جوان، نظاره‏گر خواسته‏هاى سیاسى احزاب و گروههاى درگیر در کشورند و خواستار حقوق شهروندى مساوى با پسران هستند. آزادى در تصمیم‏گیرى در سطوح خانواده و اجتماع را مورد تأکید قرار داده، احترام به حریم خصوصى جوانان خصوصاً دختران را ضرورى و عاملى جهت افزایش حس خودباورى و تقویت حضورشان در جامعه مى‏دانند. امنیت اجتماعى را نیز به عنوان پیش‏نیاز حضور در عرصه‏هاى مختلف مطرح مى‏کنند و از وضع موجود اظهار نارضایتى مى‏نمایند. چنان که از تبعیض‏هاى موجود در خانواده و اجتماع بین دختران و پسران به ویژه در زمینه‏هاى اقتصادى، حقوقى و اجتماعى شِکْوه دارند و بر لزوم سیاستگذارى و تغییر نگرش عمومى بر اساس عدالت جنسیتى تأکید مى‏کنند. نیز از محدودیت‏هاى ورزش و تفریح دختران و کمبود فضاى مناسب و نابرابرى‏هاى موجود در بُعد آموزش مى‏نالند. چنان که رویه‏ها و تصمیمات غلط رایج و تفسیر سلیقه‏اى از دین، ضعف قانون و عدم روحیه خودباورى را مانع پیشروى خویش مى‏دانند.
در این مقاله، بدون اینکه فرد یا گروه، سازمان یا نهادى را مقصر بدانیم، با بیان مسئولیت‏ها، موفقیت‏ها و واقعیت‏هاى فرا روى تربیت و رشد دختران، امیداوریم مطالب ارائه شده در سیاستگذارى‏هاى اجتماعى و برنامه‏ریزى‏هاى اقتصادى و خطمشى فرهنگى کشور، مورد نظر مسئولان قرار گیرد.



 
نویسنده: مریم ارشدی ::: شنبه 26/1/91::: ساعت 7:31 صبح

مدیرکل روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده:


اطلاع ‌رسانی به موقع موجب تنش زدایی از جامعه می‌شود


مدیر روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده، از آگاه سازی، اعتمادسازی و جلب مشارکت مردمی به عنوان اصلی‌ترین وظایف روابط عمومی یاد کرد و افزود: هرگاه روابط عمومی بر اساس نقشه راه و چشم‌انداز از پیش تعیین شده دستگاه‌ها حرکت کند، می‌تواند از موضع مطالبه گری وارد حوزه پاسخگویی شود و بدین ترتیب در پیشبرد اهداف توسعه کلان کشور، نقش موثر داشته باشد


مدیرکل روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده، با تاکید بر اهمیت ارتقای جایگاه روابط عمومی در عصر ارتباطات و اطلاعات، خاطرنشان کرد: حرکت به سمت و سوی استفاده از فناوری های نوین و بهره جویی از روابط عمومی الکترونیک در شرایط کنونی ضروری می نماید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، مریم ارشدی در گفتگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه روابط عمومی مجموعه‌ای از فن و هنر ارتباطات و اطلاعات است، ارائه اطلاعات واقعی به مخاطبان را از مهمترین وظایف روابط عمومی‌ها برشمرد و با اشاره به پیشرفت و توسعه این حوزه در سال‌های اخیر، تاکید کرد: این هنر نوپا، در حال رشد و نمو است و به همین دلیل نباید دستخوش تغییرات سلیقه ای شود.
وی با تاکید بر اهمیت و ضرورت توسعه اجتماعی ایران، خاطرنشان کرد: کشور نیازمند همبستگی، اخلاق عمومی، اعتماد اجتماعی و ارتباطات علمی است و اگر روابط عمومی‌ها در این راه گام برندارند، خطر بروز آسیب‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی وجود خواهد داشت.
ارشدی با بیان اینکه در عصر کنونی، روابط عمومی‌ها، سازمان‌های 24 در 7 نامیده می‌شوند که به معنی 24 ساعت کار در هفته است، تشریح کرد: این اصطلاح، به معنی الزام به حضور فیزیکی در محل کار نیست، بلکه این مفهوم با توجه به ارائه دیجیتالی خدمات روابط عمومی و ضرورت اطلاع رسانی به موقع، اطلاق می شود.
مدیر روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده، از آگاه سازی، اعتمادسازی و جلب مشارکت مردمی به عنوان اصلی‌ترین وظایف روابط عمومی یاد کرد و افزود: هرگاه روابط عمومی بر اساس نقشه راه و چشم‌انداز از پیش تعیین شده دستگاه‌ها حرکت کند، می‌تواند از موضع مطالبه گری وارد حوزه پاسخگویی شود و بدین ترتیب در پیشبرد اهداف توسعه کلان کشور، نقش موثر داشته باشد.
وی با بیان این که روابط عمومی، منحصرا اقدام به ایجاد تفاهم روابط نمی کند، گفت: وظیفه روابط عمومی این است که ضمن بررسی چگونگی تفاهم روابط موجود، نسبت به گسترش و سپس تنظیم و بهسازی رابطه اقدام کند.
به گفته ارشدی، در روابط عمومی کارآمد، تفسیر نگاه حاکم بر سازمان بسیار مهم است و اطلاع یابی حتی بر اطلاع‌رسانی ارجحیت دارد.
وی با اشاره به اینکه روابط عمومی، نگاه حساس و پویای هر سازمان است، تاکید کرد: مهمترین رسالت روابط عمومی، انجام وظیفه بر پایه آیه «بلغ ما انزل الیک من ربک» است.
مدیرکل روابط عمومی مرکز امور زنان و خانواده در ادامه، با تاکید بر اینکه روابط عمومی آینه تمام نمای یک دستگاه و برقرار کننده ارتباطی دو سویه بین افکار عمومی و مسوولان است، این حرفه را شریان حیاتی ارتباطات دانست و تشریح کرد: مدیر روابط عمومی یک نهاد، نباید منتظر بخشنامه و دستور و ابلاغ ریاست باشد، بلکه همواره باید از ابتکار و خلاقیت در روابط عمومی برخوردار باشد و کارگزاران آن نیز از افراد صاحب سبک و ابتکار باشند.
ارشدی ضمن تاکید بر ضرورت بازتعریف وظایف روابط عمومی در عصر حاضر، استفاده از بانک‌های اطلاعاتی در واحد روابط عمومی، ایجاد کمیته های تخصصی روابط عمومی در هر شهرستان و پیش بردن روابط عمومی به سوی روابط عمومی الکترونیک را نقاط عطفی در جهت نگاه نو به روابط عمومی ارزیابی کرد.
وی با تاکید بر اهمیت حساس سازی و تنویر افکار عمومی نسبت به تصمیمات و سیاست‌های دستگاه های مختلف، به نقش اطلاع رسانی به موقع مسوولان در تنش‌زادیی از جامعه تاکید کرد.
ارشدی با اشاره به ضعف در اطلاع رسانی دقیق و به هنگام در مورد طرح هدفمند کردن یارانه ها، عنوان کرد:‌ به نظر می رسد اگر روابط عمومی‌ها متولیان اصلی اطلاع رسانی در این راستا می بودند، مردم دچار سردرگمی های پیش آمده نمی شدند و این طرح مهم دولت، بازتاب بهتری در جامعه پیدا می کرد.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد: مسوولان و مدیران ارشد دستگاه‌ها، نسبت به اهمیت و جایگاه روابط عمومی آگاه‌تر شوند و مقوله اطلاع‌رسانی را بیش از گذشته جدی بگیرند.


 
نویسنده: مریم ارشدی ::: چهارشنبه 17/12/90::: ساعت 9:5 صبح


به گزارش روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان دومین همایش پیاده روی مادران و دختران به همت اداره ورزش و تفریحات سالم این سازمان با همکاری اداره ورزش و جوانان و آموزش و پرورش کاشان برگزار        می شود.


مدیر عامل سازمان با اعلام این خبر گفت : سازمان رفاهی تفریحی در راستای ترویج فرهنگ ورزش بانوان و سلامتی اقدام به برنامه ریزی برگزاری دومین دوره این همایش نموده است.


مهدی نادعلی با اشاره به برنامه ریزی و تدارک ویژه برای برگزاری این دوره از همایش افزود: اشاعه فرهنگ ورزش که موجب نشاط و شادابی در بین خانواده ها به ویژه مادران که نقش اصلی را در سلامت خانوادها ایفا می کنند موجب رشد سلامت در بین شهروندان می شود و در دراز مدت هزینه های خانواده را کاهش می دهد.


نادعلی افزود: همایش پیاده روی مادر و دختر روز 19 اسفند ماه از خیابان بهشتی به طرف پارک آیت الله مدنی (ره) برگزار می شود همچنین دراین همایش به قید قرعه به تعدادی از شرکت کنندگان هدایای به رسم یادبود اهدا میگردد.





 
نویسنده: مریم ارشدی ::: چهارشنبه 17/12/90::: ساعت 7:54 صبح

در آستانه­ی نوروز: 


 همایش "گردشگر مهمان ماست" در کاشان


به گزارش روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان ، مدیرعامل این سازمان از برگزاری ، دومین همایش "گردشگر میهمان ماست" در خانه تاریخی طباطبایی های این شهرستان خبر داد.


به گفته وی این همایش در نیمه دوم اسفندماه سال جاری به منظور آشنایی شهروندان با رسم مهمان نوازی در استقبال از گردشگران نوروزی این شهرستان برگزار می شود.


در این همایش که با چند موضوع اصلی برای آموزش و هماهنگی در بین برخی از صاحبان مشاغل این شهرستان برگزار خواهد شد، صاحبان صنوف گلابگیران، قنادان، فروشندگان صنایع دستی، هتل داران ، مهمان پذیران و دفاتر آژانس های مسافرتی و توریستی از جمله شرکت کننده های این همایش هستند که در رابطه با موضوع "انصاف در اصناف" آموزش های لازم را می بینند.


مهدی نادعلی با اشاره به اجرای طرح حرف حساب با احادیث موضوعی از ائمه اطهار و امامان معصوم (ع) توسط روابط عمومی سازمان در سال جاری گفت: طرح حرف حساب شامل احادیثی است که در گذشته با عنوان مکاسب برای کسبه در مساجدی که در بازارهای قدیمی واقع شده بودند تدریس می گردیده است.


وی با اشاره به اینکه کسبه­ی بازار در گذشته، هر صبح قبل از شروع کار با حضور در این کلاس ها با مسائل شرعی و معاملات اسلامی آشنا می شده اند اما در این طرح با روش های نوین به صورت تبلیغات گرافیکی و در ویژه نامه های تبلیغاتی احادیث موضوعی با عنوان رزق حلال طراحی و چاپ و توزیع گردید.


نادعلی در خاتمه تاکید کرد: رانندگان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی این همایش نیز با وظایفی از جمله همسفری با گردشگر و راهنمایی گردشگران و نیروهای امر به معروف و نهی از منکر با هدف خدمت به مسافران و حفظ ارزش های اسلامی- دینی آشنا می شوند.


 


 
نویسنده: مریم ارشدی ::: دوشنبه 15/12/90::: ساعت 3:30 عصر

برادر گرامی و ارجمند جناب آقای تیمسار منصوری


سلام علیکم


بااحترام، انتخاب شایسته جنابعالی را که به لحاظ سوابق مدیریتی و اجرایی دوران بسیار درخشانی داشته اید و به لحاظ تدین از درجات ارزشمندی برخوردار هستید تبریک عرض می نمایم.


همچنین این پیروزی بزرگ را به ملت فهیم، قدرشناس و متدین کاشان و آران و بیدگل که همچون گذشته حماسه ای وصف ناپذیر آفریدند و به پیروی از فرامین ولی امر مسلمین،با نقش‌آفرینی پرشور خود، مشارکت ملی، مردم سالاری دینی و ولایت مداری اسلامی را به منصه ظهور رساندند و ثابت کردندکه با تکیه بر سرمایه عظیم وحدت و یکپارچگی و چنگ زدن به ریسمان محکم الهی می توان پله های پیشرفت را یکی پس از دیگری طی نمود؛ و الگوی وحدت در موضوعات مختلف شدند، شادباش می گویم.


از همه اقشار متحد شهرستانهای کاشان و آران و بیدگل می خواهم  تجربه وحدت خویش را همواره به یاد داشته باشند و به نماینده منتخب خویش کمک نمایند تا برای تقویت نظام، رشد و پیشرفت شهرستان و موفقیت جنابعالی تلاش نمایند.


ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم


مریم ارشدی


مدیر تشریفات مرکز امور زنان وخانواده نهاد ریاست جمهوری


 
نویسنده: مریم ارشدی ::: دوشنبه 1/12/90::: ساعت 1:45 عصر


زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى


ارشدی مریم (قسمت دوم) نگاهى مقایسه‏اى به نمایندگان شش دوره‏




 



یافته‏هاى تحقیقى در مورد ادوار شش‏گانه مجلس شوراى اسلامى نشان مى‏دهد مشارکت سیاسى زنان در شش دوره، از جهات گوناگون با فراز و فرودهایى روبه‏رو بوده است. توزیع نسبى زنان داوطلب در دوره‏هاى مختلف، سیر صعودى تعداد کاندیداها را نشان مى‏دهد و این بدان معنى است که زنان ایرانى به دلیل افزایش خودباورى و ارتقاى سطح دانش‏آموختگى و تخصص، نیز علاقه‏مندى به مشارکت در زمینه‏هاى مختلف تصمیم‏گیرى به ویژه در سطوح قانونگذارى، آگاهانه به عرصه سیاست قدم گذارده و سبب افزایش آمار داوطلبان زن براى حضور در مجلس شده است.
صاحب‏نظران این روند رو به رشد را، نمادى از توسعه‏یافتگى بخصوص در زمینه شاخص‏هاى توسعه انسانى در کشورها تلقى مى‏کنند.
اما فاصله تعداد داوطلبان با منتخبان جاى تأمل دارد. بى‏شک عدم حمایت احزاب، گروهها و ائتلاف‏هاى انتخاباتى از زنان داوطلب در این امر بى‏تأثیر نبوده است؛ چنان که اکثر قریب به اتفاق مردان راه‏یافته به دوره‏هاى مختلف مجلس از همین طریق و به صورت مشخص از یک فهرست وارد مجلس شوراى اسلامى شدند.
متأسفانه طى شش دوره انتخابات هرگز تعداد نامزدهاى زن به طور مثال در فهرست‏هاى 30 نفره از شش تن تجاوز نکرده و اغلب در حد چهار نفر بوده است.
برخى تحلیل‏گران معتقدند این تعداد نیز نه براساس اعتقاد احزاب و گروهها بلکه با توجه به افکار عمومى و ضرورت رعایت نظر و خواسته خیل عظیم زنان رأى‏دهنده و کسب آراى آنها بوده است.


توزیع نسبى زنان داوطلب و برگزیده انتخابات مجلس شوراى اسلامى‏




























































  داوطلبان برگزیدگان‏
دوره نفر  درصد نفر  درصد
اوّل  90  02/3 4  66/1
دوم 32  98/1 4 66/1
سوم 47 99/1  4 6/1
چهارم 86 3  9 6/3
پنجم 351 43/6  14  6/5
ششم 504 3/7 13 4/4


بر اساس اطلاعات و آمار ارائه شده از سوى ستاد انتخابات کشور در شش دوره قانونگذارى مجلس، زنان حضورى فعال در امر انتخابات داشته‏اند اما میزان حضور آنان در جایگاه تصمیم‏گیرى و به عنوان نماینده مجلس ضعیف بوده است.
در دوره ششم مجلس شوراى اسلامى درصد نمایندگان زن نسبت به کل نمایندگان در مقایسه با دوره پنجم کاهش یافت. روند نزولى شمار زنان در مجلس ششم (4/4 درصد) جاى تأمل دارد.
در مورد سن نمایندگان زن، قریب به اتفاق آنها در دوره‏هاى مختلف مجلس شوراى اسلامى، در میانسالى براى نمایندگى مجلس انتخاب شده‏اند. در طول ادوار شش‏گانه مجلس پایین‏ترین سنى که یک نماینده زن به نمایندگى مجلس انتخاب شده، 28 سالگى و بالاترین، 59 سالگى است. بررسى میانگین سن نمایندگان زن طى شش دوره انتخاباتى مجلس، نشان مى‏دهد که در یک جمع‏بندى کلى، دامنه تغییر میانگین‏ها از رقم 10 سال تجاوز نمى‏کند.


فراوانى، میانگین سنى نمایندگان زن مجلس شوراى اسلامى، طى هفت دوره انتخاباتى‏









































دوره مجلس تعداد نمایندگان زن میانگین سنى‏زنان‏ در هنگام انتخاب شدن‏
دوره اوّل  4 5/38
دوره دوم  4 5/43
دوره سوم  4  7/48
دوره چهارم 9 6/41
دوره پنجم  14  5/40
دوره ششم 13  8/41


مأخذ: ستاد انتخابات کشور

بررسى وضعیت سطوح تحصیلات نمایندگان زن، حکایت از افزایش قابل توجه میزان تحصیلات آنان در دوره‏هاى آخر نسبت به دوره‏هاى نخست دارد. همچنین سوابق شغلى و تنوع آن به ویژه فعالیت‏هاى اجرایى - باگذشت سال‏ها از پیروزى انقلاب و دوره‏هاى اوّل که اغلب راه‏یافتگان زن سوابق آموزشى داشتند - نشان از ورود زنانى دارد که در عرصه‏هاى مختلف کارآزموده‏تر و صاحب‏نظرتر بوده‏اند.
در طى شش دوره مجلس شوراى اسلامى، کمترین سطح تحصیلات نمایندگان زن در حد ششم ابتدایى و بالاترین میزان تحصیلات دکتراى فوق تخصصى عنوان گردیده است.
روند رو به رشد سطح سواد عمومى و تحصیلات زنان نماینده در شش دوره مجلس نشان‏دهنده مشارکت سیاسى آگاهانه زنان ایران است. همین امر در طى دهه‏هاى اخیر، بر افزایش علاقه‏مندى آنها در ورود به عرصه مشارکت سیاسى تأثیر بسیار داشته است. همچنین افزایش میزان باسوادى و رشد دانش‏آموختگى زنان، حکایت از ارتقاى پایگاه اقتصادى و اجتماعى زنان دارد؛ نیز تغییرى مثبت و به لحاظ آمارى معنى‏دار، با عامل تعداد فعالان سیاسى را داراست.
عضویت فعال زنان نماینده، در کمیسیون‏هاى مختلف در طى شش دوره مجلس، تصویب قوانینى گوناگون با رویکرد جنسیتى در مجلس، تأثیر کلام و قلم نمایندگان زن در کاهش نابرابرى‏هاى جنسیتى در قوانین و دقت عملى نمایندگان زن در ایجاد هماهنگى و تعامل بین نمایندگان مجلس، به ویژه در دو دهه اخیر، جمهورى اسلامى ایران را در دستیابى به رشد شاخص‏هاى توسعه انسانى موفق گردانده است.
بنابراین زنان آگاه، اندیشمند و پرتلاش کشور چه آنها که متعهدانه از عهده مدیریت‏هاى کلان برآمده‏اند و چه کسانى که به دلایل مختلف در صحنه سیاستگذارى، تصمیم‏گیرى و برنامه‏ریزى حضور نداشته‏اند، باید با افزایش اعتماد به نفس و خودباورى، از موقعیت‏هاى پیش‏رو و وضع فراهم آمده، بیش از پیش بهره برده، چالش‏هاى فراروى رشد و ترقى را بررسى و تحلیل کنند و نسبت به حل آنها اقدام نمایند.


منابع و مآخذ: -

1- مقاله دکتر شیرین احمدنیا با عنوان «بررسى ارتباط ویژگى‏هاى اقتصادى - اجتماعى زنان با فعالیت سیاسى ایشان»، نشریه ندا، شماره 385 - دى‏ماه 1382.
2- مقاله گ. ملکى با عنوان «زنان در مجلس، از ابتدا تا کنون»، نشریه پیام‏زن.
3- کتاب «اسامى نمایندگان ششمین دوره مجلس شوراى اسلامى»(سال سوم)، چاپ 1380، مجلس شوراى اسلامى.
4- معرفى نمایندگان مجلس شوراى اسلامى از آغاز انقلاب شکوهمند اسلامى ایران تا پایان دوره پنجم قانونگذارى، چاپ 78، مجلس شوراى اسلامى.
5- گزارش اجتماعى وضعیت زنان بر اساس آخرین آمار و اطلاعات موجود، معاونت طرح و برنامه مرکز امور مشارکت زنان.
6- زندگینامه نمایندگان زن در مجلس سنا و شورا (دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامى)، مرکز امور مشارکت زنان، زمستان 80.
7- ادوار مجلس و حقوق زنان ایرانى، دکتر الهه کولایى، روزنامه شرق، 21 مهر، 1383.


 


 
نویسنده: مریم ارشدی ::: دوشنبه 24/11/90::: ساعت 1:42 عصر

زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى


ارشدی مریم (قسمت دوم)





وضعیت زنان و مجلس، از آغاز تا دوره چهارم‏


در اولین دوره مجلس شوراى اسلامى که از چهارشنبه هفتم خرداد 1359، آغاز به کار کرد، چهار زن کرسى نمایندگى مردم را به خود اختصاص دادند. در این دوره نسبت زنان به مردان نماینده حدود 5/1% بود و راهیافتگان شامل خانم‏ها مریم زعفرانى بهروز (بهروزى)، گوهرالشریعه دستغیب، عاتقه صدیقى(رجایى) و اعظم علایى‏طالقانى به ترتیب از تحصیلات سطح در دروس حوزوى، کارشناسى ارشد، ششم ابتدایى و کارشناسى برخوردار بودند.
همچنین سوابق شغلى نمایندگان زن این دوره، تدریس در سطح مدارس، دانشسراها و دانشگاهها بوده، خانم مریم بهروزى به عنوان عضو شوراى مرکزى جامعه زینب(س) و خانم اعظم طالقانى به عنوان دبیرکل جامعه زنان فعالیت‏هاى سیاسى نیز داشتند.
در دوره دوم مانند دوره اوّل، چهار زن به مجلس راه یافتند که سه نفر آنان در دوره اوّل نیز نماینده بودند. در دوره دوم خانم اعظم طالقانى از فهرست نمایندگان مجلس خارج و خانم مرضیه حدیدچى معروف به دباغ وارد مجلس شوراى اسلامى شد.
تحصیلات وى نیز دروس حوزوى بود، لیکن سوابق سیاسى و اجرایى قابل توجهى چون چند سال مبارزه سیاسى با رژیم و زندان و زندگى خارج از کشور و فرماندهى سپاه پاسداران همدان را داشت. خانم دباغ همچنین به عنوان قائم مقام جمعیت زنان جمهورى اسلامى فعالیت مى‏کرد.
در دوره سوم مجلس شوراى اسلامى همانند دو دوره پیش، چهار نماینده زن از طرف مردم برگزیده شدند. این نمایندگان همان نمایندگان زن دوره دوم بودند. در این میان خانم مریم بهروزى طى دو دوره موفق به پایان رساندن دوره سطح در دروس حوزوى و دوره متوسطه شده بود.
چنان که از تعداد نمایندگان زن مشخص است در دوره‏هاى دوم و سوم نیز درصد حضور نمایندگان زن نسبت به کل نمایندگان در حد 5/1% باقى ماند.
نکته قابل ذکر اینکه میزان رأى نمایندگان زن طى این سه دوره کاهش یافت، یعنى در حالى که خانم‏ها بهروزى، دستغیب، صدیقى و طالقانى به ترتیب در دوره اوّل 5/75% (میان‏دوره‏اى)، 8/58% (مرحله دوم)، 1/87% (میان‏دوره‏اى) و 9/51% (مرحله اوّل) آرا را کسب کرده بودند، در دوره سوم خانم‏ها بهروزى، دباغ، دستغیب و رجایى به ترتیب صاحب 5/33% (میان‏دوره‏اى اوّل)، 4/47% (مرحله دوم)، 2/42% (مرحله اوّل) و 39% (مرحله اوّل) آرا شدند.
دوره چهارم مجلس پس از پایان جنگ تحمیلى و رحلت حضرت امام خمینى(ره) شروع شد. در این دوره تعداد نمایندگان زن به نه نفر رسید و به 6/3% افزایش یافت. همچنین بر خلاف سه دوره پیش که کاندیداهاى انتخابى و برگزیدگان مجلس فقط از تهران بودند، در این دوره حضور نمایندگان زن از شهرستان‏هاى مشهد، کرمانشاه و تبریز نیز به چشم مى‏خورد و سهم نمایندگان زن شهرستان در دوره چهارم مجلس، 45% نمایندگان زن بود. در واقع پس از گذشت 12 سال از عمر مجلس شوراى اسلامى، زنان شهرهاى مختلف با باور به توانایى‏ها و استعدادهاى بالقوه خود، مشارکت سیاسى‏شان را عینیت بخشیدند. خانم‏ها فخرتاج امیرشقاقى (لیسانس زبان و ادبیات فرانسه) و فاطمه همایون مقدم (لیسانس و خارج فقه) از تبریز به ترتیب با 9/26% و 4/30% کل آراى آن شهر در مرحله دوم، خانم اختر درخشنده (فوق دیپلم) از کرمانشاه با 6/26% کل آرا در مرحله دوم، پروین سلیحى از اصفهان با 6/36% آرا در مرحله دوم و خانم دکتر قدسیه سیدى‏علوى (جراح زنان و زایمان) از مشهد با 1/35% آراى مشهد در مرحله اوّل به مجلس شوراى اسلامى راه یافتند.
در این دوره افزون بر افزایش درصد حضور نمایندگان زن در مجلس، سطح تحصیلات ایشان نیز از مراتب بالاترى برخوردار بود.


 


وضعیت زنان در دوره پنجم مجلس شوراى اسلامى‏


در جریان انتخابات مجلس پنجم قانونگذارى در سال 75 فعالیت سیاسى زنان براى حضور در مجلس اوج گرفت. تاپیش از آن مشارکت سیاسى توده طى شرکت در تظاهرات و راهپیمایى‏ها معنى‏دار مى‏شد و مشارکت در سطح نخبگان که مستلزم اعلام نامزدى و عضویت در مجلس قانونگذارى و نفوذ در نهادهاى سیاسى در سطوح بالاى تصمیم‏گیرى و پست‏هاى کلیدى است، در مرکز توجه عموم قرار نداشت. تا پیش از انتخابات مجلس پنجم تعداد نامزدهاى زن در انتخابات از مجموع 90 نفر بالاتر نرفت، ولى در دوره پنجم به یکباره 351 نفر زن در سراسر کشور براى حضور در صحنه انتخابات نامزد شدند که این رشد بسیارى را نشان مى‏داد. به نظر بسیارى از صاحب‏نظران، تا پیش از سال 75 حضور زنان در کانون قانونگذارى و سطوح مدیریتى، ناکافى و اندک بود و تجلى مشارکت سیاسى آنان بیشتر در پاى صندوق‏هاى رأى، حضور در تظاهرات و راهپیمایى‏ها و مجالس مذهبى خلاصه مى‏شد. با گذشت این سال‏ها مشارکت سیاسى زنان ایرانى را مى‏شد در دو سطح با تعریف زیر مشاهده کرد:


أ) سطح توده‏


مشارکت توده زنان ایرانى در فعالیت‏هاى سیاسى، اجتماعى، حضور در انتخابات ادوارى براى رأى دادن، شرکت در راهپیمایى‏ها و عضویت در گروهها و انجمن‏ها.


ب) سطح نخبگان‏


مشارکت سیاسى نخبگان در سه زمینه عمده شامل عضویت در مجلس قانونگذارى، شرکت در سطوح بالاى تصمیم‏گیرى در حوزه‏هاى دولتى و بخش خصوصى در فعالیت‏هاى قوه قضائیه.
در تحقیقات موجود میزان علاقه‏مندى و تمایل زنان ایرانى به تعمیق و گسترش مشارکت سیاسى و اجتماعى، درصد قابل توجهى را نشان مى‏دهد. پیش‏فرض‏هاى کلى این پژوهش‏ها آن است که پایگاه اقتصادى و اجتماعى زنان در این دوره ارتقا مى‏یابد و جایگاه سیاسى آنان براى پیوستن به دو عرصه رسمى فعالیت یعنى مجلس شوراى اسلامى و شوراهاى اسلامى کشور تقویت مى‏شود؛ که البته این حضور و مشارکت متأثر از افزایش سواد و تحصیلات زنان است.
بنابراین امکانات ایجاد شده براى ادامه تحصیل در اغلب رشته‏ها، به کارگیرى زنان در پست‏هاى مدیریتى و مشاوره، ایجاد و توسعه سازمان‏هاى غیر دولتى زنان و ... هر چند اندک، موجب حضور قوى‏تر زنان در دوره پنجم شد.
در این دوره 179 زن از سراسر کشور از بین 351 داوطلب، تأیید صلاحیت شده و مانند مردان براى ورود به مجلس، رقابت فشرده‏اى را آغاز کردند. این تعداد 6% از کل نامزدهاى کشور را تشکیل مى‏دادند. تهران با 50 کاندیداى زن و شهرهاى شیراز، اهواز و مشهد بیشترین داوطلبان نمایندگى را دارا بودند. از 196 حوزه انتخابیه، زنان در 84 حوزه قدم به میدان رقابت سیاسى گذاردند. این گروه نه تنها در شهرهاى بزرگ بلکه در شهرهاى کوچک و نقاط دورافتاده نیز به صحنه معادلات سیاسى کشور وارد شدند.
در تهران و شهرستان‏ها شمار کمى مورد حمایت تشکل‏ها و گروههاى سیاسى قرار گرفتند. در تهران روحانیت مبارز، کارگزاران سازندگى و جمعیت دفاع از ارزش‏هاى انقلاب اسلامى، 5/16% (پنج نفر)، ائتلاف گروههاى خط امام 3/8% (دو نفر) و جمعیت زنان 6/26% (هشت زن) را به عنوان کاندیداى خود در این دوره معرفى کردند.
در دوره پنجم مجلس شوراى اسلامى، باور تشکل‏ها براى حضور زنان در مجلس حداقل 3/8% و حداکثر 6/26% و اراده مردم 20% از نمایندگان تهران (شش نفر) و در شهرستان‏ها 3/3% (هشت نفر) و در مجموع 14 نفر از کل نمایندگان بود.
انتخابات این دوره نشان مى‏دهد که رأى مردم به زنان بر مبناى بررسى پیشینه و عملکرد آنان یعنى شایستگى و صلاحیت‏شان، نیز تنوع حضور زنان نماینده بوده و انتخاب، جنسى و فقط به خاطر زن بودن آنها صورت نگرفت. به هر حال در دوره پنجم 14 نماینده زن به مجلس راه یافتند که این رقم بالاترین میزان را در طول ادوار شش‏گانه مجلس به خود اختصاص داده است.
نمایندگان زن در این دوره از لحاظ تخصص، نسبت به دوره‏هاى پیشین، تنوع و برترى بیشترى دارند، به طورى که میانگین تحصیلى آنان در این دوره بیش از لیسانس بود و کیفیت تحصیلى و تخصص زنان در این دوره مهم‏تر از کمیت آنان قابل طرح است. گرچه شمار زنان نماینده این دوره نسبت به دوره‏هاى دیگر نیز مورد توجه قرار مى‏گیرد. ایشان به طور عمده از مدارج عالى تحصیلى برخوردار بوده و حدود 70% آنها در سطح دکترا بودند.
میانگین سنى زنان نماینده در این دوره کاهش نشان مى‏دهد که به نظر برخى کارشناسان، کاهش سن رأى‏دهندگان به 16 سال، موجب جوانگرایى در انتخاب این قشر شده است.


مجلس ششم و وضعیت زنان نماینده‏


انتخابات ششمین دوره مجلس شوراى اسلامى در شرایطى بود که داوطلبان زن نمایندگى مجلس، مشارکت سیاسى خود را با شعارهاى تبلیغاتى جدیدى که نشان از لزوم اصلاح و بازنگرى در همه سطوح قانونگذارى، ترویج فرهنگ شایسته‏سالارى، دانایى‏محورى، تقویت نگرش جنسیتى و ارتقاى رشد شاخص‏هاى توسعه انسانى داشت، مطرح ساختند. در این دوره باور عمومى هم بر محور انسان‏سالارى و انتخاب بر اساس دانایى تأکید مى‏ورزید. به همین دلیل داوطلبان زن نمایندگى مجلس شوراى اسلامى در دوره ششم با 44% افزایش نسبت به دوره پیش به 504 نفر رسید که از این تعداد 11 نفر در مرحله اوّل و 2 نفر در انتخابات مرحله دوم موفق به حضور در حوزه قانونگذارى شدند.
در مجموع 3/7% داوطلبان ششمین دوره انتخابات مجلس را زنان تشکیل دادند که 5/4% از کرسى‏هاى نمایندگى این دوره را به خود اختصاص دادند.
از ویژگى‏هاى بارز این دوره آن است که براى اولین بار نمایندگان زن مجلس، در هیئت رئیسه عضویت مى‏یابند و در فراکسیون‏ها و کلیه کمیسیون‏هاى مجلس نقشى فعال ایفا مى‏کنند، به طورى که مجموعاً در ده کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى، انرژى، اصل 90، اجتماعى، عمران، برنامه و بودجه، کشاورزى، فرهنگى، آموزش و تحقیقات، بهداشت و درمان عضویت داشتند.



 
نویسنده: مریم ارشدی ::: دوشنبه 24/11/90::: ساعت 1:20 عصر

زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى


 مریم ارشدی  (قسمت اول)




  [بر اساس قانون اساسى همه مردم حق شرکت در انتخابات را دارند، چه زن و چه مرد. به جز ریاست جمهورى که مورد بحث است، زنان از نظر قانونى در سایر انتخابات مى‏توانند همانند مردان با داشتن شرایط قانونى نامزد و انتخاب شوند. در شش دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى، منتهى به سال 1382، زنان هر چند نتوانسته‏اند کرسى‏هاى زیادى را در مجلس به دست آورند اما عدم محدودیت قانونى و حضور عملى آنان در هر شش دوره، حضور آنان در مجلس را امرى تثبیت شده مى‏نمایاند ولى طبعاً در رقابت براى نامزد شدن و رأى آوردن، مسیر آسانى را ندارند. در این مقاله به تفصیل به بررسى آمارى حضور زنان در شش دوره انتخابات تحصیلات، میزان آراء، مقایسه‏ها و زنان منتخب به صورت جداگانه پرداخته شده است، هم در تهران و هم در شهرستان‏ها.]


اشاره: انقلاب اسلامى فضاى جدیدى براى زنان ایران گشود. آرمان‏هاى انقلاب اسلامى، زنان را به عنوان هویت‏هاى انسانى برابر با مردان که از «خمیرمایه واحد» بر آمده و در پیشگاه خداوند برترین آنها، «باتقواترین» آنهاست، مطرح ساخته، همگام با اندیشه‏هاى نوگرایانه نخبگان، عرصه جدیدى را تجربه کرد. زن مسلمان بر اساس اسطوره‏هاى دینى صدر اسلام و زندگى حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) از حصارهاى تنگ خارج شده و پذیرش مسئولیت اجتماعى و نقش فعال را که در طول تاریخ به مردان تعلق داشت، نه تنها مجاز بلکه ضرورى یافت.
در الگوى طراحى شده در اندیشه‏هاى متفکران انقلاب اسلامى براى حضور فعال زنان در عرصه‏هاى مختلف اجتماعى، با رعایت ضوابط و شئون اسلامى، نقش معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینى(ره)، علماى روشنفکر و نهادهاى مدنى قابل توجه است.
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز همه مردم اعم از زن و مرد، به طور مساوى حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتى براى رأى دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین مشارکت سیاسى زنان و آنچه پیش از این، از دیدگاه عرف ناصواب به شمار مى‏آمد به عنوان شعور و شعار دینى مطرح شد. در این زمان امنیت اجتماعى و فعالیت در کنار مردان سبب شد که زنان، رهایى‏بخش‏ترین صحنه‏هاى مشارکت خود را تجربه کنند.
تأکید حضرت امام(ره) مبنى بر ضرورت مشارکت و حضور زنان در عرصه‏هاى مختلف نیز موجب شد با آغاز فعالیت‏هاى انتخاباتى براى تشکیل اولین دوره مجلس شوراى اسلامى، زنان در فهرست نامزدهاى انتخاباتى بسیارى از گروهها و تشکل‏ها قرار گیرند و شکل جدیدى از مشارکت سیاسى خود را آغاز کنند. هر چند تا دستیابى به جامعه مطلوب راهى دراز در پیش داریم اما امید است این مقاله که مرورى بر حضور زنان در مجلس شوراى اسلامى است مقوله‏اى براى ارائه اطلاعات بیشتر به مسئولان باشد تا در برنامه‏ریزى‏هاى خود براى دستیابى بر حقوق انسانى زنان و رعایت عدالتى که معمار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) بدان معتقد بود، تلاش کنند.


انقلاب اسلامى فضاى جدیدى براى زنان ایران گشود. آرمان‏هاى انقلاب اسلامى، زنان را به عنوان هویت‏هاى انسانى برابر با مردان که از «خمیرمایه واحد» بر آمده و در پیشگاه خداوند برترین آنها، «باتقواترین» آنهاست، مطرح ساخته، همگام با اندیشه‏هاى نوگرایانه نخبگان، عرصه جدیدى را تجربه کرد. زن مسلمان بر اساس اسطوره‏هاى دینى صدر اسلام و زندگى حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) از حصارهاى تنگ خارج شده و پذیرش مسئولیت اجتماعى و نقش فعال را که در طول تاریخ به مردان تعلق داشت، نه تنها مجاز بلکه ضرورى یافت.
در الگوى طراحى شده در اندیشه‏هاى متفکران انقلاب اسلامى براى حضور فعال زنان در عرصه‏هاى مختلف اجتماعى، با رعایت ضوابط و شئون اسلامى، نقش معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینى(ره)، علماى روشنفکر و نهادهاى مدنى قابل توجه است.
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز همه مردم اعم از زن و مرد، به طور مساوى حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتى براى رأى دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین مشارکت سیاسى زنان و آنچه پیش از این، از دیدگاه عرف ناصواب به شمار مى‏آمد به عنوان شعور و شعار دینى مطرح شد. در این زمان امنیت اجتماعى و فعالیت در کنار مردان سبب شد که زنان، رهایى‏بخش‏ترین صحنه‏هاى مشارکت خود را تجربه کنند.
تأکید حضرت امام(ره) مبنى بر ضرورت مشارکت و حضور زنان در عرصه‏هاى مختلف نیز موجب شد با آغاز فعالیت‏هاى انتخاباتى براى تشکیل اولین دوره مجلس شوراى اسلامى، زنان در فهرست نامزدهاى انتخاباتى بسیارى از گروهها و تشکل‏ها قرار گیرند و شکل جدیدى از مشارکت سیاسى خود را آغاز کنند. هر چند تا دستیابى به جامعه مطلوب راهى دراز در پیش داریم اما امید است این مقاله که مرورى بر حضور زنان در مجلس شوراى اسلامى است مقوله‏اى براى ارائه اطلاعات بیشتر به مسئولان باشد تا در برنامه‏ریزى‏هاى خود براى دستیابى بر حقوق انسانى زنان و رعایت عدالتى که معمار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) بدان معتقد بود، تلاش کنند.




پایان قسمت اول




 
   1   2   3   4      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

درباره خودم


کارشناس مدیریت دولتی

مریم ارشدی[33]
می خواهم جاوید بمانم.
 

اشتراک